فصل دوم: پیشینه پژوهش
بخش اول : شادکامی
اکثر روانشناسان شادکامی را یکی از شش هیجان اساسی انسان می دانند. هیجانات اساسی عبارتند از خشم[۱۵] ،ترس[۱۶] ، تنفر[۱۷] ، تعجب[۱۸] ، شادی و ناراحتی[۱۹] (دیکی[۲۰] ،۱۹۹۹ ).
ون هون[۲۱] (۱۹۸۴ ) شادکامی را میزانی که یک فرد در مورد کیفیت کلی مطلوبیت زندگی اش قضاوت می کند ، تعریف می کند .آیزنک[۲۲] با اقتباس از تعریف برادبرن[۲۳] ، شادی را حداکثر عاطفه مثبت و حداقل عاطفه منفی تعریف کرده است که احتمالآ کاربردی ترین تعریف شادکامی است .کانت ، شادی را ارضای تما می امیال می داند (آیزنک ،۱۹۹۰،ترجمه فیروز بخت و بیگی ، ۱۳۷۵ ).به اعتقاد لاما [۲۴]مهمترین هدف زندگی ما رسیدن به شادی است ، چه انسان معتقد به اصول مذهبی باشد ، چه نباشد. حرکت وفعالیت انسان در هر مذهبی که باشد برای دست یافتن به شادی است (لاما و کاتلر[۲۵]،ترجمه انوشیروانی ،۱۳۸۲).
شادی نه تنها به سطح بالایی از عاطفه یا هیجان مثبت بستگی دارد بلکه به سنجش عمیق تر رضایت کلی از زندگی نیز وابسته است. هیجانات بسیار مثبت ممکن است کوتاه مدت باشند، اما
رضایت می تواند دراز مدت باشد ؛ بنابراین می تواند هدفی واقع بینانه تر برای وجود انسان باشد( آیزنک،۱۹۹۰ ، ترجمه فیروز بخت و بیگی ۱۳۷۵ ).
۲-۱ تعریف شادکامی
شادکامی (شادمانی ) احساسی است که همه خواهان آن هستند اما تعداد کمی از ما به آن دست می یابیم. نشانه مشخص چنین احساسی، قدردانی ، احساس درونی، احساس رضایت و علاقه به خود و دیگران است. عادی ترین حالت ذهنی همه، حالت خشنودی و شادی است.
(آیزنک، ۱۹۹۰ ) معتقد است شادی حالتی پایدار است که فرد میان امیال ارضا شده و کل امیال خود مطلوب ترین نسبت را می یابد، به شرط آنکه امیال ارضا شده به طور غیر منتظره اتقاق افتاده باشند، یعنی ما از مصاحبت با فردی که انتظار دیدن وی را نداشته ایم شادی می شویم.
آرجیل (۲۰۰۱) بین احساس خوشی [۲۶] و شادکامی تمایز قائل می شود . به رغم وی احساس خوشی یکی از رایج ترین شیوه هایی است که افراد با آن شادمانی خود را تعریف می کنند، در تعریف احساس خوشی آرجیل معتقد است، افراد دارای خلقهای منفی بسیارند مانند؛ خشم، اضطراب، افسردگی و … ) ولی واقعاً یک خلق مثبت دارند که تحت عنوان احساس خوشی توصیف می شود، در واقع می توان گفت شادمانی دارای ۳ جز است، یک جزآن احساس خوشی است و دو جزء دیگر آن رضایت از زندگی و عدم وجود عاطفه منفی است. خوشی بعد عاطفی شادمانی است و رضایت بعد شناختی آن است.
برادبورن[۲۷] ( ۱۹۶۹ ) معتقد است ، شادمانی عبارت است از میزان عاطفه مثبت منهای میزان عاطفه منفی . عاطفه منفی برادبورن همان است که توسط مقیاس روان رنجورگرایی آیزنک و آزمون افسردگی بک اندازه گیری می شود. در عین حال هدی [۲۸]و ویرینگ[۲۹] ( ۱۹۹۲ ) دریافتند همبستگی بین اضطراب و افسردگی ( دو عاطفه منفی مسلط ) فقط ۵% است، آنچنان که می توان گفت که این احساس تقریباً مستقل اند. با توجه به یافته های فوق الذکر تقسیم عاطفه منفی به دو احساس اضطراب و افسردگی می توان چهار مؤلفه برای شادی در نظر گرفت. این ۴ مؤلفه عبارتند از : عاطفه مثبت، رضایت از زندگی، اضطراب و افسردگی ( آرجیل ، ۲۰۰۱ ).
۲-۲ جایگاه شادی در چهار چوب هیجانها
سالهاست که در طبقه بندی حالت های روانی، شادی و نشاط را در مقوله ی هیجان ها قرار داده اند. اگر چه طبقه بندی حالات احساسی که در مقوله ی اخیر قرار می گیرند به علت کثرت تعداد هیجان ها، آسان نیست اما کوشش های متعددی در راه نظم دهی و مجزا سازی آنها به عمل آمده است. و شاید اشاره به طبقه بندی ای ،که هیجان ها را به چهار بعد اصلی تقسیم می کند ، بتواندجایگاه شادی و نشاط را در چهار چوب هیجان ها مشخص کند دراین طبقه بندی ، هیجان ها بر اساس ابعاد زیر از یکدیگر متمایز شده اند :
- مثبت و منفی
- نخستین یا مختلط
- قرار گرفتن در قطبهای متضاد
- سطوح مختلف شدت
با توجه به این ابعاد می توان شادی و نشاط را به عنوان یک هیجان مثبت در نظر گرفت که امکان ترکیب و تألیف آن با هیجان های دیگر نیز وجود دارد. این حالت در قطب متضاد با خشم، احساس گناه و افسردگی قرار می گیرد و میزان شدت آنها نیز تغییر پذیر است. بدین ترتیب مشاهده می شود که بیان دقیق مسأله و هدفهای موضوع مورد نظرما ، نیازمند تصریح بیشتر مقوله ی هیجانهاست. ارائه تعریف دقیقی از هیجان بسیار مشکل است چرا که افراد فرهنگ ها و مناطق مختلف ، دارای دریافت های متفاوتی از این مفهوم می باشد و مع هذا درباره ی ویژگی های خاصی از آن توافق نظر دیده می شود و اغلب مؤلفان بر این باورند که حالت های هیجانی بر اساس احساسات مثبت یا منفی کوتاه مدت نسبت به یک موضوع معین ( واقعی یا خیالی ) بر انگیخته می شوند. به بیانی دیگر ، می توان هیجان ها را از سویی به منزله ی واکنش های وحدت یافته نسبت به ویداد های معنا دار شخصی دانست که واکنش های فیزیولوژیکی ، رفتاری، شناختی و همچنین احساس های فاعلی لذت و عدم لذت را در بر می گیرند و از سوی دیگر، آنها را به عنوان واکنش های عاطفی شدیدی تلقی کرد که تابع مراکز دیانسفالیک اند معمولاً شامل تظاهرات نباتی می شوند و جلوه های آنها در شادی ، اندوه ، ترس ، خشم تنفرو غیره قابل مشاهده است( منصور ، دادستان ۱۳۸۰ ).
پیوند هیجان ها و از آن میان شادی و نشاط با شناخت و رفتار به خوبی آشکار می گردد و تعامل چنین عواملی است که بررسی هیجان های منفی و مثبت را از اهمیت خاصی برخوردار
می سازد . چرا که هیجان های منفی به کاهش سطوح حرمت خود و کیفیت روابط با دیگران منجر می شوند در حالی که هیجان های مثبت ، حرمت خود را افزایش می دهند و به گسترش روابط با دیگران می انجامند . در چهار چوب هیجان های مثبت، نشاط و شادی هیجانی است که همه در جستجوی آن هستند و شدت آن نیز مانند هر هیجان دیگری متغیر است .اما باید براین نکته تأکید کرد که نشاط در واقع از جلوه های ظاهری مفهوم عمیق خوشبختی است . نشاط و خوشبختی در زبان عامیانه به احساسی تغییر پذیر وهمجنین به احساس پایدار رضایت کلی از زنذگی نسبت داده می شود. از دیدگاه علمی تر خوشبختی بر اساس سطح ارزشیابی کلی مثبت هر فرد از کیفیت مجموعه ی زندگی فعلی وی تعریف می شود ( سانتروک [۳۰]، ۱۹۹۱ ، به نقل از جان بزرگی ۱۳۸۰ ).
۲-۳ شاخص های شادکامی
حالت چهره – قیافه : جایگاه اصلی هیجانات ، چهره است ، چهره می تواند شماری از هیجانات از جمله شادی را نشان دهد ( آرگایل، ۲۰۰۱ ). شاید مشخص ترین حالت چهره که نشان دهنده شادکامی است را بتوان در حرکت لب ها و خصوصاً در میزان خنده افراد دید. ولی آنچه اهمیت دارد توجه به همه ی جسم است.
- بیان احساسات شاد توسط خود فرد : توجه به مطالبی که فرد در مورد احساسات خودبیان می کند نیز می تواند شاخصی از شادکامی فرد باشد.
- توجه به محتوی گفتار فرد : وقتی فردی محتوی کلامش خوش بینانه تر است می توان گفت احساس درونی فرد نیز شادکام است وقتی محتوی کلام فرد بدبینانه است می توان گفت شادکام نیست ( عابدی ، ۱۳۸۴ ).
۲-۴ دیدگاه شناختی و شادکامی
موضوع تعیین کننده های شادکامی و چگونگی ادراک و شناخت آنها از مدتها قبل مورد بحث بوده است و دامنه آن ، دیدگاه های دینی و فلسفی را نیز در بر دارد . این دیدگاه ها در مورد سودمندی تفکرات و شناختهایی تأکید دارند که باعث هدایت هیجانها و خلاقیات فرد می گردد برای مثال در بعضی از ادیان برای مقابله با هیجانهای ناخوشایند ، گسلش روانی از دینت توصیه می گردد. ( واینر[۳۱] ، ۱۹۸۵ ).
یکی از نظریه های خوشبختی ذهنی و شادکامی نظریه ( اسناد[۳۲]) می باشد، که در مورد افسردگی به خوبی شناخته شده است .دراین نظریه اعتماد برآن است که افراد افسرده وقایع منفی را علل پا بر جا و کلی می دانند که پیوسته برای آنان اتفاق می افتد. از نظر بک ( ۱۹۶۷ ) به نقل از واینر (۱۹۸۵) افراد افسرده به روش های خودبه ویرانگری در جهان می اندیشند.
داینر اسنادهای مربوط به موفقیت و شکست را توصیف کرده است . به اعتقاد وی رویدادهای ذهنی، نقش واسطه را بین متغیرهای مربوط به تکالیف و رفتار بعدی دارند و افراد نتایج رفتاری خود را به عواملی درونی ( شخصی ) و بیرونی ( موقعیتی ) ، پایدار و ناپایدار و کنترل ناپذیر اسناد می دهند. این ویژگی ها انتظارت متفاوتی در آینده برای آنان ایجاد می کند و منجر به واکنشهای عاطفی مثبت یا منفی می گردد. وقتی که موفقیت یا شکست به عوامل درونی نسبت داده می شود غرور – شادی یا شرمساری – اندوه افزایش می یابد. اگر موفقیت یا شکست به عوامل بیرونی نسبت داده شود غرور – شادی یا شرمساری اندوه کاهش می یابد. بنابراین موفقیتی که فرد آن را به سادگی تکلیف یا خوش اقبالی ( عوامل بیرونی ) نسبت می دهد ، از جنبه تقویتی برخوردار نخواهد بود. یکی از پیامدهای نسبت دادن های علّی در ارتباط با منابع کنترل درونی و بیرونی ، ارتباط آن با یکی از عوامل شادکامی یعنی عزت نفس است. اگر پیامدهای مثبت رفتار به علل درونی مانند توانایی و تلاش نسبت داده شوند باعث افزایش عزت نفس خواهد بود. به طور خلاصه اسنادها هیجانهای متفاوتی را ایجاد می کنند . بر طبق نظریه واینر ، موفقیت و شکست باعث به وجود آمدن احساس شادی و غمگینی می شود . این هیجانها به این علت اسنادی است که افراد متعاقبا در مورد شکست یا موفقیت به کار می روند. واینر(۱۹۸۵) ، به نقل از تایلور و همکاران بایک نمودار با عنوان تحلیل اسنادی نشان داده است که چگونه اسنادهای متفاوت شادمانی یا اندوهگینی ایجاد می کنند.
هیجان کلی
مثبت یا منفی
اسناد علی
هیجانهای مشخص ارزشیابی نتیجه نتیجه رفتار
هیجان مثبت
قابل کنترل ، درونی
شادکامی و مباهات ارزشیابی مثبت موفقیت
هیجان منفی
غیر قابل کنترل
اندوهگینی و خشم ارزشیابی منفی
شکل ۲-۱ تحلیل اسناد هیجان ( به نقل از تایلور و همکارن، ۱۹۹۴ ).
در حیطه موضوع خوشبختی ذهنی و شادکامی پژوهشگران نشان داده اند که افراد می توانند هیجانات خود را از طریق افکارشان ، شدید ، ضعیف ،مثبت ویا منفی نمایند و بدین ترتیب شادمانی یا غمگینی را تجربه نمایند .در نظریه های شناختی اعتماد برآن است که افراد شادکام رویدادهای بیشری را که از نظر فرهنگی مطلوب است تجربه می کنند ونیز رویدادهای خنثی را به صورت مثبت و رویدادهای مثبت را به مثبت تر در نظر می گیرند .در واقع مردم قادرند از طریق کنترل افکارشان ، خوشبختی ذهنی و شادکامی خود را افزایش دهند. برای مثال؛ این عقیده که در جهان یک نیرو مقصد والایی وجود داردکه می تواند به خوشبختی و شادکامی افراد بیافزاید . این موضوع را تحقیقات زیادی به اثبات رسانده است. که افراد دارای گرایش دینی از افراد دیگر شادکام تر هستند. علاوه برآن این نوع تفکر به بالاترین خوشبختی ذهنی و شادکامی و خوش بینی نسبت به آینده منجر می گردد نظریه های مقابله از بعد شناختی نیز بیانگر آن است که افراد شادکام افکار و رفتارهایی دارند که سازگار و کمک کننده است، در حالیکه افراد غیر شادکام به روش های مخرب عمل وتفکر می کنند (باس[۳۳]،۲۰۰۰).
۲-۵ دیدگاه های نظری در مورد شادکامی
۲-۵-۱ دیدگاه لذت گرایی[۳۴]
تاریخچه طولانی این دیدگاه به قرن چهار قبل از میلادی می رسد.برخی از فیلسو فان یونانی هدف از زندگی را تجربۀ لذت و به حداکثر رساندن آن می دانستند.
از نظر آنان شادکامی کل لحظات لذت بخش زندگی افراد است. این افراد دیگر از جمله هابز[۳۵] دی سد [۳۶]و بنتهام[۳۷] پیروی گردیده است (نقل از ریان [۳۸]و دسی [۳۹]،۲۰۰۱).هابز معتقد بود که شادکامی ، دنبال کردن موفقیت آمیز امیال ذاتی انسان است.دی سد بر این باور بود که دنبال کردن احساس لذت ، هدف نهایی زندگی است .بنتهام نیز ادعا داشت که برای ساختن یک جامعۀ خوب کوشش افراد برای به حد اکثر رساندن لذت و علایق فردی مهم می باشد (ریان و دسی ۲۰۰۱).دامنۀ توجه دیدگاه لذت گرایی ، از لذت های بدنی تا امیال ذاتی و علایق فردی در نوسان می باشد. روان شناسانی که این نظریه را می پذیرند ،بر مفهوم گسترده ای از لذت گرایی تٲکید دارند که شامل رجحان ها و لذائذ ذهنی و بدنی است(کوبوروی [۴۰]۱۹۹۹ به نقل از یزدانی ،۱۳۸۲).
کانمن[۴۱] ،داینر[۴۲]و شوارز[۴۳] (۱۹۹۹ ،نقل از داینر و لوکاس[۴۴] ،۲۰۰۰)روان شناسی لذت گرایی را مطالب پدیده هایی می دانند که تجربه های لذت بخش و غیر لذت بخش زندگی را به وجود می آورد . در واقع دیدگاه مسلط در بین روان شناسان لذت گرا آن است که خوشبختی ، شامل بهزیستی روانی و تجربه های لذت بخش می باشد. اکثر پژوشگران در روان شناسی لذت گرایی جدید ٬از مفهوم بهزیستی روانی به عنوان متغیر اصلی استفاده می کنند .این مفهوم شامل سه جزء یعنی رضایت از زندگی ، وجود خلق مثبت و فقدان خلق منفی می باشد که غالبا” تحت عنوان شادکامی نامیده می شود. شعار پیروان این دیدگاه عبارت است از :«بهترین وبزرگترین خوبی ها برای بیشترین افراد».منظوراز خوبی ، شادی است و شادی هم با کسب لذت و عدم حضور درد و رنج برابر می باشد (به نقل از نودینگ ،۲۰۰۳).
از دیدگاه سلیگمن[۴۵] و رویزمن[۴۶] (۲۰۰۳) معضل اساسی در دیدگاه لذت گرایی که با آن مواجهیم ، این است که در این دیدگاه مرکز ثقل توجه، بر انباشته کردن لذت های فرد بر روی هم است و سعی بر این است که افراد کسب لذت کنند بدون توجه به اینکه این لذت ها چگونه به دست می آیند. برای مثال تصور کنید که زندگی دو فرد شامل مقدار دقیقی از لذت و شادی است و هر دو به به یک میزان از زندگی لذت می برند لکن زندگی یکی در حال افول تدریجی است در حالی که دیگری در حال صعود و رشد تدریجی است و تفاوت های این دو تنها به وسیله بررسی قضاوت بازبینانه زندگی و ارزیابی آن مشخص می شود.
۲-۵-۲ دیدگاه معنوی[۴۷]
به رغم رواج دیدگاه لذت گرایی ، تعدادی از فلاسفه ، صاحب نظران و علمای دینی چه در غرب و چه در شرق این موضوع را زیر سٶال برده اند که شادکامی به خودی خود می تواند به عوان مدارک اصلی خوشختی باشد(ریان و دسی ،۲۰۰۱). از نظر فروم (۱۹۸۱)برای درک شاد کامی واقعی باید بین امیال و نیازهایی که به صورت ذهنی احساس می شوند و خوشنودی آن ها منجر به لذت های زود گذر می گردد و آن دسته از نیازهایی که در ماهیت انسان ریشه داشته و تحقق آن ها ، نمو انسان و فراهم ساختن معنویت یعنی خوشختی و شاد کامی واقعی را به همراه دارد،تمایز قائل شد .از دیگاه وی ، شادی یک معیار برتر در هنر زندگی است.
واترمن[۴۸] (۱۹۹۳) معتقد است که مفهوم معنوی از شادکامی ، از خوشبختی است.او شادکامی مردم را بر اساس خود واقعی آنها تبیین می کند. طبق نظر وی این نوع شادکامی موقعی به دست می آید که فعالیتهای زندگی افراد بیشترین همگرایی یا جور بردن را با ارزشهای عمیق داشته باشد و آنان نسبت به این ارزشها متعهد گردند. تحت چنین شرایطی ، احساس نشاط و اطمینان به وجود می اید. واتر من از این حالت،به عنوان جلوه فردی[۴۹] یاد کرد و همبستگی بالایی بین آن و اندازه های خوشبختی و شادکامی به دست آورد ریف[۵۰] و سینگر[۵۱] (۱۹۹۸)خوشبختی و شادکامی را دستیابی ساده و به لذت نمی دانند بلکه آن را به عنوان کوششی در جهت کمال در نظر می گیرند که بیانگر تحقق توان بالقوه واقعی فرد است.ریف و سینگر ، شش جنبه را بیانگر تعریف و نظری و عملی بهزیستی روان شناختی می دانند که عبارتند از خود مختاری[۵۲] ،نمو فردی،[۵۳]خود پذیری ٬[۵۴]هدفمندی زندگی[۵۵] و روابط مثبت[۵۶]. ریف و سینگر این جنبه ها را باعث ارتقاء سلامت جسمانی و هیجانی می دانند .به طور کلی می توان گفت، رویکرد های لذت گرایی و معنوی به ظاهر متضاد می باشند و هر کدام با تعریف گوناگونی از شادکامی ، انواع متفاوتی از پژو هش را در مورد علل ،پیامد ها و پویایی های این موضوع باعث شده اند ٬اما از انجا که شادکامی و بهزیستی روانی یک پدیده چند بعدی است،جنبه هایی از هر دو رویکرد را در بر دارد . در این رابطه کامپتون[۵۷] و همکاران (۱۹۹۶ به نقل از یزدانی،۱۳۸۲)در یافتند که دیدگاه های لذت گرایی و معنو ی که شادکامی ، با وجود همپوشی ، در عین حال با هم تمایل دارند و درک ما را از شادکامی و بهزیستی روانی از طریق روش های متفاوت اندازه گیری ، افزایش خواهند داد.
۲-۵-۳ نظریه ی داینر و همکاران
طبق این نظریه شادکامی ارزشیابی هایی است که افراد از خود وزندگیشان به عمل می آورند . این ارزشیابی می تواند جبنه ی شناختی داشته باشد مانند قضاوت هایی که درمورد رضایت درزندگی صورت می گیرد و یا جنبه ی عاطفی که شامل خود وهیجان هایی است که درواکنش به رویدادهای زندگی ظاهر می شود .بنابراین شادکامی ٬از چها رجزء تشکیل یافته که عبارت است از:رضایت از زندگی ، خلق و هیجان های مثبت و خوشایند، نبود خلق و هیجانهای منفی و عوامل دیگر مانند خوش بینی ،عزت نفس و احساس شکوفای .در این نظریه ، ویژ گی های افراد شادکام عبات است از:داشتن دستگاه ایمنی قو ی تر و عمر طولانی تر ،برخوردار ی از روابط اجتماعی بهتر ، مقابل مؤثر با موقعیتهای مشکل ،خلاقیت و موفقیت بیشتر و گرایش زیاد تر برای کمک به دیگرا ن (داینر ،۲۰۰۲). داینر ولو کاس (۲۰۰۰) با اشاره به بررسی ویلسون[۵۸] (۱۹۶۷)در مورد شادکامی معتقدند که بسیاری از نتیجه گیری های او ، از طریق مطالعات بعدی مورد تٲیید قرار گرفته است .ویلسون با بررسی شواهد تجربی و همبسته های شادکامی ، این طور نتیجه گیر ی کرده بود که به فرد شادکام ، فردی است :زنده دل ،سالم و فرهیخته ، برون گرا، خوشبین ، آزاد از نگرانی ، مذهبی ، دارای عزت نفس بالا و کسی که از اخلاق حر فه ای و فروتنی برخوردار است.
۲-۵-۴ نظریه ی آرگایل و همکاران
۳- تعیین “سطح حداکثر انتظارات کاربران” در هر یک از ابعاد لیب کوال
۴- تعیین میزان شکاف میان وضع موجود خدمات و حداقل انتظارات کاربران در سطح هر بعد و هر گزاره
۵- تعیین میزان شکاف میان وضع موجود خدمات و حداکثر انتظارات کاربران در سطح هر بعد و هر گزاره
۶- تعیین وجود یا عدم وجود شکاف معنادار بین وضع موجود خدمات و حداقل انتظارات کاربران
۷- تعیین وجود یا عدم وجود شکاف معنادار بین وضع موجود خدمات و حداکثر انتظارات کاربران
۸- رتبه بندی کتابخانه های مورد بررسی براساس کیفیت خدمات ارائه شده
پرسش های پژوهش
۱- وضعیت “سطح حداقل انتظارات کاربران” در هر یک از ابعاد لیب کوال چگونه است؟
۲- وضعیت “سطح موجود خدمات” در هر یک از ابعاد لیب کوال چگونه است؟
۳- وضعیت “سطح حداکثر انتظارات کاربران” در هر یک از ابعاد لیب کوال چگونه است؟
۴- شکاف میان وضع موجود خدمات و حداقل انتظارات کاربران در سطح هر بعد و هر گزاره چه قدر است؟
۵- شکاف میان وضع موجود خدمات و حداکثر انتظارات کاربران در سطح هر بعد و هر گزاره چه قدر است؟
۶- آیا تفاوت معناداری بین سطح موجود خدمات و حداقل انتظارات کاربران از خدمات وجود دارد؟
۷- آیا تفاوت معناداری بین سطح موجود خدمات و حداکثر انتظارات کاربران از خدمات وجود دارد؟
۸-رتبه بندی کتابخانه های مورد بررسی براساس کیفیت خدمات ارائه شده چگونه است؟
تعریف مفهومی متغیرها
کیفیت
عبارت است از توانایی محصول یا خدمت در برآوردن یا فراتر رفتن از انتظارات مشتری(استیونسن،۲۰۰۲).
خدمت
فرایندی است که در تعاملات بین مشتریان و کارکنان، منابع فیزیکی، کالاها و یا سیستمهای ارائهکننده خدمت، روی میدهد تا راهحلی برای مسائل مشتریان باشد (گرونروز، ۲۰۰۰)
کیفیت خدمت
کیفیت خدمت درجه و جهت تفاوت بین ادراکات و انتظارات مشتریان از خدمت است(پاراسورامان، ۱۹۹۸).
فصل دوم
-
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
-
- مقدمه
-
سازمان ها با برخورداری از رویکرد سیستمی[۴] در حرکت به سمت تعالی و رشد سازمانی ناگزیر از پرداختن به مفاهیم ذهنی کیفیت، هنجارها و معیارهای صحیح و معتبر مطابق با استانداردها، خصوصیات و ویژگی های مورد تایید جهت تبیین و توصیف رضایتمندی از جریان کار و خدمات در جزء جزء واحدها و بخش های خدماتی، آموزشی و پژوهشی می باشند(ژیان پور، ۱۳۸۹). کیفیت، هزینه و بهره وری همواره به عنوان سه عامل اساسی مورد توجه مدیریت سازمان ها و موسسات بوده است؛ اما بحث کیفیت بیش از دو عامل دیگر مورد توجه و دقت قرار گرفته است؛ زیرا نظر بر این است که عوامل هزینه و بهره وری به نوعی تحت تاثیر عامل کیفیت قرار می گیرد. اگر کیفیت به طور مطلق بهبود یابد، هزینه کاهش یافته و بهره وری افزایش خواهد یافت(کی[۵]، ۱۳۷۹).
کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به عنوان سازمان های خدماتی می توانند با توجه به اصول و رویکردهای مدیریتی و مقوله های مهمی همچون کیفیت، خدمات خود را بهبود و توسعه دهند و از سوی دیگر به منظور بازاریابی خدمات خود، بیشتر تلاش نمایند. در این راستا تمرکز بیشتر بر انتظارات مشتریان در محیط کتابخانه های دانشگاهی معاصر امری حیاتی است.
در این فصل ابتدا کیفیت و مباحث مربوط به آن از جنبه های مدیریتی و با بهره گرفتن از نظریه پردازان این حوزه بحث خواهد شد؛ سپس رویکرد ها و شاخص های کیفیت در کتابخانه ها بررسی می شوند.
-
-
-
- مبانی نظری
-
-
کیفیت
کیفیت را می توان از دیدگاه های گوناگون مورد بررسی قرار داد. دمینگ[۶](۱۹۸۶) کیفیت را میزان یکنواختی و یکسانی کالا یا خدمت مربوط با خواسته های مشتری تعریف می کند. جوران[۷](۱۹۸۸) معتقد است کیفیت عبارت است از مطابقت کالا یا خدمت با کاربرد آن. کرازبی[۸](۱۹۷۹) معتقد است کیفیت عبارت است از کار “بی نقص” یا “خرابی صفر". او کیفیت را مطابقت یک محصول یا خدمت با الزامات از پیش تعیین شده، تعریف کرده است( نقل در ریاحی،۱۳۸۱). فیگنبام[۹] اعتقاد دارد کیفیت یعنی توانایی یک محصول در برآوردن هدف مورد نظر، که با حداقل هزینه ممکن تولید شده باشد( نقل در رضایی نژاد، ۱۳۷۸). کیفیت را میتوان توانایی محصول یا خدمت در برآوردن یا حتی فراتر رفتن از انتظار مشتری تعریف کرد(استیونسن[۱۰]، ۲۰۰۲). در مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر، کیفیت به عنوان برآوردن نیازمندی های مشتریان به طور کامل تعریف شده است(هو و فانگ، ۲۰۰۲).
نکته قابل توجه در مورد تعریف کیفیت چند وجهی بودن طبیعت این مفهوم است. اما می توان گفت برآوردن نیازها و انتظارات مشتریان مهم ترین عامل در تمام این تعاریف به شمار می رود. بنابراین شناسایی نیازها و انتظارت مشتریان از اهمیت خاصی برای سازمان برخوردار است.
رویکرد های کیفیت
کیفیت دارای ابعاد و رویکردهای مختلفی است. رویکردهای مختلف کیفیت مانند رویکرد تعالی[۱۱]، رویکرد مبتنی بر مشتری[۱۲]، رویکرد مبتنی بر ارزش[۱۳]، رویکرد مبتنی بر محصول[۱۴]، رویکرد مبتنی بر تولید[۱۵]، هر کدام مبانی خاصی دارند و بر ابعاد مختلفی از کیفیت تمرکز می کنند و هیچ کدام همه ابعاد را لحاظ نمی کنند. به همین علت دو رویکرد اول کیفیت که مرتبط با پژوهش حاضر است، در زیر بررسی می شود:
جومدرسه
رفتارهای معلمان
نمودار ۲- ۱ جوّ مدرسه به عنوان ترکیبی از رفتار مدیر مدرسه و رفتارهای معلمان
( منبع: سیلور[۱۴]، ۱۹۹۱ به نقل از آل آقا،۱۳۸۶،۵۵ )
« هالپین و کرافت » شش جوّ اصلی مدارس را در قالب عناوینی چون جوّ باز، جوّ بسته، جوّ خود مختار[۱۵]، جوّ پدرانه[۱۶]،جوّ کنترل شده[۱۷] و جوّ آشنا[۱۸] معرفی کردند که ویژگیهای هر کدام به شرح زیر است:
۱-جوّ باز: این ترکیب جوی را پیشنهاد میکند که هم مدیر و هم معلمان رفتار صحیحی دارند. جو باز موقعیتی را تصویر میکند که در آن اعضا از روحیه بالای گروهی لذت میبرند. کارکنان بدون پرخاشگری و عصبیت با یکدیگر به خوبی همکاری می کنند (بی قیدی و عدم تعهد در سطح پایین). تکالیف یا کارهای غیر ضروری و گزارش های تکراری، مزاحم کارکنان نمیشود. سیاستهای مدیر موجب تسهیل همکاری و انجام وظیفه کارکنان میشود (مزاحمت و ممانعت در سطح پایین). به طور کلی اعضای گروه از روابط دوستانه با یکدیگر لذت میبرند و به صمیمیت بیشتر احساس نیاز میکنند (صمیمیت در سطح متوسط). کارکنان از رضایت شغلی قابل توجهی برخودارند و انگیزه کافی برای غلبه بر مشکلات دارند.
۲-جوّ بسته: دارای ویژگیهای متضاد با جو باز است. اعتماد و نشاط در آن کم و عدم اشتغال به کار زیاد است. مدیر و کارکنان خود را مشغول نشان میدهند، مدیر بر مسائل بیاهمیت، راهوار و غیرضروری تاکید میکند و کارکنان با همین تاکید مدیر کمترین همکاری را دارند و رضایت کمتری نشان میدهند. جوّ بسته وضعیتی را معین میکند که در آن اعضای گروه از تحقق وظایف و نیازهای اجتماعی خود رضایتی حاصل نمیکنند، به طور مختصر، مدیر در هدایت فعالیتهای کارکنان اثر بخش نیست و در همین حال انعطاف لازم را جهت توجه و حصول رفاه شخصی آنان ندارد. این جو بستهترین و غیر واقعیترین جوی است که مشخص نمودهاند .
کارکنان بی قید بوده و تمایلی به همکاری گروهی نشان نمیدهند. در نتیجه گروه در حداقل تشکل به سر میبرد (بی قیدی و عدم تعهد در سطح بالا). برای تأمین احساسی در تحقق امور، مفر اصلی کارکنان تکمیل انواع گزارشها و توجه به مجموعهای از کارهای غیر مربوط است. مدیر انجام وظیفه کارکنان را تسهیل نمیکند (مزاحمت در سطح بالا). روحیه افراد در نازل ترین سطح است و رضایت بسیار کمی هم ازحیث شغلی، هم از حیث نیازهای اجتماعی وجود دارد(روحیه گروهی درسطح پایین). نکته مهم و درخشانی که به نظر میرسد هر یک از کارکنان را در سازمان نگه میدارد، احساس خشنودی حاصل از ارتباط دوستانه آنها با یکدیگر است(صمیمیت در سطح متوسط ).
۳-جوّ پدرانه: یک محیط اجتماعی را نشان میدهد که در آن مدیر سخت تلاش میکند. جو پدرانه با تلاش بی اثر مدیری مشخص میشود که میخواهد کارکنان را کنترل نماید و در عین حال، نیازهای اجتماعی آنان را ارضا کند. رفتار او غیر صادقانه داوری میشود و از نظر کارکنان فاقد انگیزش است. این جو البته تا حدودی جوی بسته است .
.۴-جوّ خودمختار: جوی است که تقریبا آزادی کامل را برای کارکنان به منظور هدایت کارشان و ارضاء نیازهای اجتماعی مطابق میلشان توصیف میکند. در این جو روحیه و صمیمیت نسبتا بالا بوده و عدم جوشش یا بازدارندگی کمتری وجود دارد. مدیر اگرچه سختکوش است ولی در ارتباط با نظارت نسبتا کنارهگیر و آسانگیر است. مدیر به طور نسبی مراعات کارکنان را میکند. ویژگی این جو سازمانی آزادی تقریباً کاملی است که مدیر به کارکنان داده است. کارکنان با کاغذبازی اداری به زحمت نمیافتند و در مورد گزارشهایی که ملزم به ارائه آن هستند تحت فشار قرار نمیگیرند. مدیر برای سهولت انجام وظیفه کارکنان مقررات و دستورالعملهایی وضع نموده که کارکنان نیازی به مراجعه مکرر و دائمی به مدیر برای دریافت ملزومات و وسایل مورد نیاز خود ندارند. تمهیدات کافی اندیشیده شده که هم مدیر و هم کارکنان از درگیری با چنین جزئیاتی آسوده باشند (مزاحمت و ممانعت در سطح پایین). روحیه کارکنان درسطح بالاست ولی به آن میزان که در جو باز وجود دارد. احتمالاً روحیه بالا از ارضای نیازهای اختصاصی که کارکنان بدان نائل میشوند، سرچشمه میگیرد (احتمالاً اگر انجام بهینه کار در سازمان مقدورتر بود، روحیه سطحی بالاتر مییافت) .
مدیر از کارکنان فاصله میگیرد. زیرا سازمان را در شکلی غیر شخصی (رسمی) پیش میراند. (فاصله گیری در سطح بالا). سبک مدیریت او در جهت وضع قوانین و دستورالعملهایی است که خطوط راهنما را برای کارکنان مشخص میکند. او شخصاً بررسی نمیکند که آیا کارها انجام میشود یا نه. دیگران را تحت فشار قرار نمیدهد که بیشتر تولید کنند. نمیگوید باید بیشتر کار کنیم. در عوض راضی است که کارکنان را ازاد گذارد که با سرعت دلخواه خود کار کنند. او خیلی کمتر فعالیتهای آنان را تحت نظر قرار میدهد (تأکید بر تولید در سطح پایین) .
۵- جوّ کنترل شده: اشاره به جوّ پرکاری دارد که به زیان زندگی اجتماعی اعضا تمام میشود. با وجود این روحیه بسیار بالاست، کارکنان در کارشان فعال و متعهدند اما تکالیف بیش از حد دارند و تعامل شخصی کمتری دارند. مدیر به اندازه کافی سختکوش است تا مطمئن شود کارها به خوبی پیش میرود. اما الگویی برای تعهد و وفاداری برای آنها نمیباشد. در یک سازمان با جوّ کنترل شده اساساً تاکید بر تولید بالا، بازدارندگی بالا و صمیمیت پایین است. جو کنترل شده بیش از هر چیز با فشاری که برای نیل به اهداف سازمان به بهای ارضای نیازهای اجتماعی وارد میکند، مشخص میشود. همه به کار سخت مشغولند و وقت کمی برای برقراری ارتباط با یکدیگر یا انحراف از هدایتها و مراقبتهای به وجود آمده در سازمان دارند. این جو به سمت انجام وظیفه سنگینتر متمایل است تا به سمت ارضای نیازهای اجتماعی. با وجود این، چون روحیه در سطح بالایی است (روحیه بالا) این جو را میتوان بیشتر به عنوان باز طبقه بندی کرد تا بسته. به علاوه کارکنان به همکاری با سازمان خود افتخار میکنند (همان منبع ،۵۷).
۶-جوّ دوستانه: نشاندهنده جوّی است که در آن روابط اجتماعی مطلوب به زیان انجام کارها تمام میشود. کارکنان در ارتباط با کار یکدیگر نمیجوشند اما در ارتباط با زندگی اجتماعیشان با هم صمیمی هستند. مدیر اگر چه در سطح شخصی بسیار ملاحظهگر است ولی به هیچ وجه کنارهگیر نیست، بر بهرهوری تاکید نمیکند و بر انجام کار نیز نظارت ندارد. به طور خلاصه محیط بسیار دوستانه است لیکن کارکنان فعالیت اندکی دارند.
خطوط عمده چنین جوّی به روشنی با روش دوستانه مدیر و کارکنان مشخص میشود. ارضای نیازهای اجتماعی در حد بالاست. حال آنکه توجه بسیار کمی به کنترل و هدایت فعالیتهای گروه جهت نیل به اهداف سازمانی صورت میگیرد. کارکنان بی قید کمتر نگران انجام بهینه وظایف خود هستند. به این دلیل که مدیر در هدایت فعالیتهای آنان کمتر اعمال نظر می کند. در ضمن، تعداد کسانی که در سازمان رهنمود میدهند، بسیار زیادند (بیقیدی و عدم تعهد در سطح بالا). مدیر، کارکنان را با درخواست گزارشهای تکراری زحمت نمیدهد. در واقع او شرایط را تا حد امکان تسهیل می کند. در زمینه روشها و طرز عملها راهنمایی میکند(مزاحمت در سطح پایین). کارکنان در میان خود روابط دوستانه و نزدیکی برقرار کردهاند و از نظر اجتماعی، حداقل هر کدام جزئی از یک خانواده پرنشاط و بزرگ هستند (صمیمیت در سطح بالا)، رغبت یا رضایت شغلی در سطح متوسط است، اما از ارضای نیازهای اجتماعی سرچشمه میگیرد. به طور خلاصه، روحیهای که در این سازمان یافت میشود، به صورتی یک جانبه نشأت گرفته از ارضای نیازهای اجتماعی است (کدیور،۱۳۷۴،۵۸).
در مورد سودمندی شش جوّ جداگانه که به وسیله هالپین و کرافت، مشخص شدهاند مباحث زیادی شده است. گرچه پیوستار جو مفید است ولی آنان در این رابطه متذکر شدهاند که:« ماگفتهایم که این جوها برحسب باز بودن در مقابل بسته بودن مرتب شده اند، ولی کاملاً متوجه هستیم که این ترتیب چقدر خام است همچنانکه در مورد بسیاری از روش های ترتیببندی یا مقیاسبندی صادق میباشد. اما در مورد جوهای توضیح داده شده در دو انتها نسبت به جوهای میانی اطمینان بیشتری داریم.» یک راه برای تعیین باز یا بسته بودن مجموعه ای از جوهای سازمان، عبارت است از استفاه از شاخص باز بودن جو که ذیل آورده می شود.
ابعاد جو | انواع جو | |||||
باز | خودگردان | کنترل شده | دوستانه | پدرانه | بسته | |
روحیه | زیاد | زیاد | زیاد | متوسط | کم | کم |
مخالفت (مزاحمت) | کم | کم | زیاد | کم | کم | زیاد |
آمونیم پر سولفات ۱۰ درصد
آمونیوم پر سولفات gr 1
آب مقطر دیونیزه ml10
یک گرم آمونیم پرسولفات توزین کرده را به ۱۰ میلی لیتر آب مقطر دیونیزه اضافه می کنیم. پس از حل شدن در آب مقطر محلول را برای مصرف چندین هفته در ۴ درجه سانتیگراد نگهداری می کنیم.
بافر TBE(5X)
اسید بوریک gr 5/27
Tris gr 54
آب مقطر دیونیزه ml 1000
EDTA 0.5M (pH=8) ml 20
- جهت تهیه ۱۰۰۰ میلی لیتر از TBE(5X)
حدود ۸۰۰ میلی لیتر آب مقطر دیونیزه را داخل ارلن ۱۰۰۰ میلی لیتری ریخته و مواد زیر را در آن حل می کنیم:
۵۴ گرم پودر Tris و ۵/۲۷ گرم پودر اسید بوریک بعد از حل کردن مواد فوق ۲۰ میلی لیتر EDTA 5/0 مولار با ۸pH = به آن اضافه کرده و در نهایت حجم محلول را توسط استوانه مدرج با آب مقطر دیونیزه به ۱۰۰۰ میلی لیتر می رسانیم.
بافرTBE(1X)
۱۰۰ میلی لیتر از بافر TBE(5X) را با آب مقطر به حجم ۵۰۰ می رسانیم.
TEMED
بافر بارگذاری (Loading Dye)
فرمامید ml 10
گزیلن سیانول mg 15
بروموفنل بلو mg 3
EDTA 0.5M (pH =8) ml 20
۳-۷-۵-۳ طرز تهیه ژل اکریل امید ۸ درصد
برای بستن و آماده کردن ژل برای تانک الکتروفورز به دو شیشه وspacer و شانه احتیاج است. شیشه های مخصوص را با الکل به دقت تمیز کرده و می گذاریم خشک شود.
spacer ها را به همین ترتیب تمیز می کنیم. spacer ها را به تعداد سه عدد روی گوشه های شیشه و شیشه دوم را روی شیشه اول قرار می دهیم و شیشه ها را با گیره به هم می بندیم. اندازه شیشه ها برای این کار متفاوت است. ژل تهیه شده هم از نظر مقدار تغییر می کند لذا میزان محلول تهیه شده هم متفاوت است.
برای تهیه ژل ۸ درصد مواد زیر را با یکدیگر مخلوط می کنیم:
آب مقطر ml 16
TBE(5X) ml 6
محلول پلی اکریل آمید ml 8
سپس ۳۵۰ میکرو لیتر آمونیم پرسولفات را به آن ها اضافه کرده و مخلوط می کنیم حال به میزان حدوداً ۲ میلی لیتر از محلول را بر داشته و ۱۰ میکرولیتر TEMED به آن اضافه می کنیم و آن را درون فضای بین دو شیشه ریخته کمی در جهت افقی تکان می دهیم تا عمل پر کردن فضاهای بین spacer ها را برای جلوگیری از نشت ژل انجام دهیم.
پس از چند دقیقه بقیه محلول را با ۲۵ میکرولیتر TEMED مخلوط کرده و در درون فضای بین دو شیشه می ریزیم. حال شانه ای تمیز(مخصوص تشکیل چاهک های یک اندازه) را طوری بین فضای بین دو شیشه جای می دهیم که حباب هوا تشکیل نشود. پس از حدود ۳۰ دقیقه ژل پلی مریزه می شود.
گیره های قسمت های مختلف را باز و spacer پایین را به دقت جدا کرده و سپس شانه را با دقت کشیده و از قسمت بالا جدا می کنیم تا چاهک های سالم به دست آید.
قسمت پایین تانک را با بافر TBE (1X) پر می کنیم و شیشه های حاوی ژل را طوری وارد تانک می کنیم تا زیر آن حباب هوا تشکیل نشود. حال شیشه ها را با گیره به تانک می بندیم و قسمت بالای تانک را با بافر TBE(1X) پر می کنیم تا چاهک ها از بافر پر شوند.
قبل از لود کردن محصول PCR باید چاهک های ژل را با بافر بالای تانک شست تا هیچ ژلی داخل آن نمانده باشد.
مقدار ۱ تا ۲ میکرولیتر از بافر بارگذاری را با ۲ میکرولیتر از محصول PCR خود به وسیله سمپلر[۶۲] مخلوط کرده و در درون چاهک می ریزیم.
الکترودها را وصل می کنیم. بسته به اندازه محصول های مختلف PCR با ولتاژ و زمان خاص هر مارکر ژل را Run می کنیم. سپس شیشه ها را جدا کرده و ژل را رنگ آمیزی می کنیم.
۳-۷-۵-۴ رنگ آمیزی ژل به روش نیترات نقره
برای رنگ آمیزی ژل می توانیم از اتیدیوم بروماید استفاده کنیم، ولی رنگ آمیزی نقره کم خطرتر است و حساسیت بالاتری نسبت به اتیدیوم بروماید دارد. جهت رنگ آمیزی نقره که برای رنگ کردن ژل پلی اکریل امید استفاده می شود نیاز به سه محلول داریم.
۳-۳-۷-۵-۴-۱ مواد لازم جهت رنگ آمیزی نقره
محلول A
اتانول ۹۶% ml 50
اسید اسیتیک ml 2
حجم محلول رابا آب مقطر دیونیزه به ۵۰۰ میلی لیتر می رسانیم.
محلول B
یک گرم نیترات نقره را در ۱۰۰ میلی لیتر آب مقطر دیونیزه حل می کنیم که محلول ۱ درصد به دست می آید. حال باید محلول ذخیره را ۱۰ برابر رقیق کرد (۲۵ میلی لیتر از محلول ۱ درصد را با آب مقطر به حجم ۲۵۰ میلی لیتر می رسانیم ).
محلول C
۱۰ میلی لیتر از محلول ۵/۳۷% سود را با آب مقطر دیونیزه به حجم نزدیک ۲۵۰ میلی لیتر می رسانیم. سپس ۱۰-۵ دقیقه مانده به مرحله آخر رنگ آمیزی، ۱ میلی لیتر فرمالدئید به محلول اضافه می کنیم.
۳-۷-۵-۴-۲ روش رنگ آمیزی نیترات نقره
در رابطه با “دوره الگوهای بنیادی” کلارک و متکالف (۲۰۰۲) بیان می کنند “هدف کلی این دوره، ساختن گنجینهای از حرکات متنوع است امکان یادگیری اعمال انطباقی و ماهرانه بعدی را که میتوانند بطور انعطاف پذیر در زمینه حرکات خاص و مختلف مورد استفاده قرار بگیرند، می دهد” (ص. ۱۷۶) (۵). بیش از سه دهه پیش سیفلد (۱۹۸۰) نشان داد کفایت در FMS برای غلبه بر “سد تبحر” ضروری است و به افراد اجازه خواهد داد این مهارتها را در ورزشها و بازیها به کار برند. اخیرا کلارک و متکالف (۲۰۰۲) از یک “کوهستان رشد حرکتی” سخن به میان آوردهاند و پیشنهاد کرده اند FMS پیش نیازی برای حرکات زمینه-مخصوص و ماهرانه اند (۵). یعنی برای کسب مهارت در اجرا و داشتن یک شیوه زندگی فعال، افراد ابتدا باید کفایت در FMS را کسب کنند تا این مهارتها را در زمینه های مختلف (برای مثال ورزشها و فعالیتهای مادام العمر) به کار ببرند. بعلاوه استودن (۲۰۰۸) نیز بیان می کند “به وضوح FMS یک زیرساختِ مهم برای رشد حرکتی و فعالیت جسمانی مادامالعمر است” (۷).
به نظر میرسد داشتن یک ناحیهی مرکزی قوی نقش مهم و قابل توجهی را در انجام موفقیتآمیز همه مهارتهای حرکتی بنیادی اعم از مهارتهای جابجایی و کنترل شی داشته باشد، لذا در این پژوهش قصد داریم با توجه به اهمیت تبحر در مهارتهای حرکتی بنیادی در زندگی روزمره و فعالیت جسمانی آتی افراد، تاثیر تمرینات ثبات ناحیهی مرکزی بدن را بر الگوهای حرکتی جابجایی و کنترل شی در کودکانی که به سطوح پیشرفته در این مهارتها دست نیافتهاند را بررسی کنیم.
-
-
-
- بیان مسئله
-
-
مهارتهای حرکتی بنیادی در تمام طول زندگی مورد استفاده قرار می گیرند و یکی از اجزای مهم زندگی روزانه بزرگسالان و همچنین کودکان به حساب می آیند (۸). آنها در دو دستهی مهارتهای جابجایی که در برگیرنده حرکت بدن در فضا هستند (مانند دویدن، پریدن، لی لی کردن، جهیدن، سر خوردن، یورتمه و غیره) و مهارتهای کنترل شی که شامل وارد کردن نیرو به شی و یا دریافت کردن و جذب نیروی شی میشوند (مانند پرتاب کردن، گرفتن، ضربه با پا، دریبل، ضربه از پهلو و غیره) طبقه بندی می شوند (۹). یک تفسیر غلط در رابطه با مفهوم رشدی الگوهای حرکتی بنیادی، این عقیده است این مهارتها بوسیله بالیدگی مشخص می شوند و خیلی کم تحت تاثیر تقاضاهای تکلیف و عوامل محیطی قرار می گیرند. برخی متخصصان رشد کودک مکررا در مورد رشد طبیعی حرکات و بازیها نوشته اند و بر این باورند که کودکان این حرکات را بطور طبیعی و صرفا بوسیله نمو (بالیدگی) رشد می دهند. اما، اگرچه بالیدگی در رشد الگوهای حرکتی بنیادی نقش دارد، نباید به عنوان تنها عامل اثر گذار نگریسته شود. شرایط محیطی نیز نقش مهمی را در مراتبی که این مهارتها رشد می کنند ایفا می کند (۸). در همین راستا، نیوول (۱۹۸۶ ،۱۹۸۴) نشان داده است رشد FMS بر مبنای تعامل بین محدودیتهای تکلیف، ارگانیسم و محیط صورت می پذیرد (۱۰, ۱۱). یعنی مهارتهای حرکتی بنیادی، درون یک سیستمِ پویای دربرگیرنده یک تکلیف خاص و بوسیله یک فراگیر با ویژگی های معین دریک محیط ویژه اجرا می شوند. بر طبق نظریه سیستمهای پویا، عواملِ (خرده سیستمهای) درون ارگانیسم (فراگیر)، بر رشد مهارت حرکتی تاثیر خواهند گذاشت. برای مثال انگیزه، قدرت و رشد عصبی ممکن است بر رشد حرکتی تاثیر بگذارند (۱۰-۱۲). متاسفانه، حجم بسیار گستردهای از شواهد نشان بسیاری از کودکان به سطوح تبحر در مهارتهای حرکتی بنیادی دست نمی یابند و نیازمندی به کمک برای دستیابی به کفایت حرکتی را از خود نشان می دهند، تا بتوانند این مهارتها را در ورزش ها و بازیهای دوران کودکی و نوجوانی به کار ببرند (۸, ۱۲). بنا بر عقیده پاینه و ایساکس (۲۰۱۲) کودکان در رشد حرکات بنیادی با مجموعه ای از محدودیتهای[۲] رشدی مواجه اند. از جمله مهمترین این محدودیتها که کودک باید در هنگام اجرای مهارتها بر آنها فائق آید قدرت عضلانی، توان عضلانی و تعادل میباشند. برای مثال، محدودیت رشدی عمده در رشد پریدن، قدرت اضافی مورد نیاز برای به جلو راندن بدن در فضاست، اما قدرت تنها عامل تعیین کننده نیست و علاوه بر آن توان عضلانی نیز یک جزء بسیار ضروری محسوب می شود (۱۳). در طول چندین سال اخیر، تمریناتی بنام تمرینات ثبات مرکزی علاقه محققین را به خود جلب کرده است. در واقع، هدف از این تمرینات فراهم سازی قدرت لازم در جهت دستیابی به تکلیف حرکتی مورد نظر است (۳). از دیدگاه فیزیولوژیک، اعتقاد بر این است قویسازی و پایدارسازی مرکز باعث افزایش حداکثر قدرت و توان و استفاده کارامدتر از عضلات شانه، بازو و پاها می شود. ثبات مرکزی برای عملکرد بیومکانیکی موثر، به منظور به حداکثر رساندن تولید نیرو، در همه انواع فعالیتها از قبیل ضربه با پا، دویدن، پرتاب کردن و ضربه از پهلو نیز بعنوان یک اصل در نظر گرفته شده است (کیبلر، ۲۰۰۶) (۳). از دیدگاه نظری نیز، همه حرکت از ناحیه مرکزی بدن آغاز می شود (۵, ۱۴) و حتی قبل از اینکه حرکت اندام ها آغاز شود ناحیه مرکزی فعال می شود تا بعنوان پایدار کننده در جهت حفظ بدن در وضعیت قائم عمل کند (۱۴, ۱۵) ( مثلاً در حرکت فلکشن ۹۰ درجه بازو اولین عضلهای که فعال می شود عضلهی دوسررانی سمت همسو میباشد). حتی اگر عضلات اندام تحتانی قوی باشند ولی ناحیه مرکزی بدن از قدرت چندانی برخورار نباشد نیرو و حمایت ناکافی مانع الگوی حرکتی کارآمد خواهد شد(۱۶). با وجود اینکه، بسیاری از مطالعات به بررسی اجرای مهارتهای حرکتی بنیادی در کودکان پیش دبستانی پرداخته اند (۱۷)، اما کمتر مطالعه ای یافت شد که بدنبال تدوین یک برنامه مداخلهای مناسب و علمی، در جهت کمک به رشد مهارتهای حرکتی بنیادی در سنین مدرسه بوده باشند. از طرف دیگر، ارتباط بین ثبات مرکزی و اجرا هنوز بطور آشکار مشخص نشده است (۲, ۳) و پژوهش ها کمی وجود دارد که به بررسی تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر اجرای جسمانی پرداخته باشند (۱۸). اگرچه برخی پژوهشگران قویا اظهار کرده اند که یک مرکز قوی اجرا را بهبود می بخشد(۱۹-۲۲) اما اغلب این اظهارات در جوامع غیر ورزشی صورت گرفته، جایی که تقاضاهای عملکردی منعکس کننده نیازهای ورزشی نبوده است. این درحالی است اغلب رخدادهای ورزشی در انتقال نیرو از اندام تحتانی به اندام فوقانی بصورت پویا عمل می کنند (۲۳). همچنین، اکثر مطالعاتی که تاکنون به بررسی تاثیر ثبات مرکزی روی اجرای جسمانی پرداخته اند به نتایجی متناقض دست یافته اند. بعنوان مثال، مطالعات جیماشیلینگ و همکاران (۲۰۱۲) (۲۴)، تسی و همکاران (۲۰۰۵) (۲۵)، نسر و همکاران (۲۰۰۸) (۲۶)، پدرسن و همکاران (۲۰۰۶) (۲۷) و سیلر و همکاران (۲۰۰۶) (۲۸) برخی از این مواردند. نکته مهم و قابل توجه دیگر اینکه، پژوهش های که تاکنون به بررسی تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر اجرا پرداخته اند، بیشتر روی جوانان (۲۳-۲۵, ۲۷, ۲۹) و یا افراد سالمند (۲۸) صورت گرفته اند و در زمینه اثرگذاری این نوع تمرینات بر اجرای کودکان تا کنون پژوهشی صورت نگرفته است. بنابراین، با توجه به اهمیت مهارتهای حرکتی بنیادی و نقش محوری آن بعنوان یکی از پیش بینی کننده های قوی فعالیت جسمانی آتی (۷) و همچنین به دلیل اهمیت ناحیه مرکزی بدن بعنوان یک حلقه مفقود شده در برنامه های تمرینی (۲)، در اینجا این سوال مطرح می شود که گنجاندن این نوع تمرینات در برنامه های تمرینی کودکان دارای تاخیر در رشد FMS، چه تاثیری بر مهارتهای جابجایی و کنترل شی آنها می گذارد؟
-
-
-
- اهمیت و ضروت پژوهش
-
-
اخیراً یک مدل مفهومی توسط استودن و همکاران (۲۰۰۸) تدوین یافته که اهمیت FMS در شرکت در فعالیت جسمانی مادام العمر را مورد تاکید قرار داده است، بر اساس این مدل:
-
- سطوح بالای شایستگی حرکتی، گنجیینه حرکتی بیشتر و احتمال مشارکت در فعالیت جسمانی، ورزش ها و بازیهای بیشتری را فراهم می کند.
-
- کودکان ماهرتر احتمالا خود را شایسته درک می کنند و خشنودی درونی را از شرکت در ورزشها و بازیها بدست می اورند.
-
- کودکانی که تجارب حرکتی لذت بخشی داشته باشند احتمالاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی مشارکت بیشتری را در فعالیتهای ورزشی خواهند داشت (۷).
همچنین تمرینات ثبات مرکزی به راحتی درکلیه اماکن ورزشی ( از جمله مدارس و باشگاهها) قابل اجرا می باشند، بنابراین در صورت موثر واقع شدن این تمرینات مربیان و معلمان می توانند از این تمرینات در جهت کمک به رشد عملکردی کودکان سود ببرند.
کمبود مطالعات مداخلهای با هدف بهبود مهارتهای حرکتی بنیادی کودکان یکی از مهمترین ضرورتهای پژوهش حاضر به شمار میرود. در زمینه بررسی تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر عملکرد جسمانی نیز پژوهش ها اندکی وجود دارد، در واقع تمرینات ثبات مرکزی یک مفهوم جدید در دنیای آمادگی جسمانی و عملکرد حرکتی است (۱۹، ۱). همچنین در پژوهش های که تاکنون به بررسی نقش ثبات ناحیه مرکزی بدن بر عملکرد جسمانی پرداختهاند تناقضهای بسیاری به چشم میخورد اگرچه برخی مطالعات بهبود عملکرد جسمانی را در نتیجه تمرینات ثبات مرکزی نشان داده اند (۲۳, ۲۷) در مقابل برخی دیگر نتوانستهاند چنین بهبودهایی را نشان دهند (۲۵). نکتهی دیگر اینکه پژوهشی یافت نشد که تاثیر تمرینات ثبات مرکزی را روی کودکان بررسی کرده باشد، سایر پژوهش ها اثر تمرینات ثبات مرکزی را بر عمکرد نوجوانان (۳۶)، بزرگسالان (۲۷،۲۸،۳۰،۳۵،۳۷) و یا سالمندان (۳۱) مورد توجه قرار دادهاند.
۱-۴) اهداف پژوهش:
۱-۴-۱) هدف کلی:
تعیین تاثیر ۸ هفته برنامه تمرینات ثبات مرکزی بر مهارتهای بنیادی کودکان دارای تاخیر در رشد FMS.
۱-۴-۲) اهداف اختصاصی:
تعیین تاثیرتمرینات ثبات مرکزی بر مهارت های جابجایی کودکان دارای تاخیر.
تعیین تاثیرتمرینات ثبات مرکزی بر مهارت های کنترل شی کودکان کودکان دارای تاخیر.
تعیین تاثیرتمرینات ثبات مرکزی بر نمرهی کل مهارتهای حرکتی بنیادی.
-
-
-
- فرضیه های پژوهش:
-
-
۱-۵-۱) فرض کلی:
۸ هفته تمرین ثبات مرکزی بر اجرای مهارت های حرکتی بنیادی کودکان تاثیر می گذارد.
۱-۵-۲) فرضیات اختصاصی:
۸ هفته تمرینات ثبات مرکزی بر نمرهی مهارت های جابجایی کودکان تاثیر می گذارد.
۸ هفته تمرینات ثبات مرکزی بر نمرهی مهارت های کنترل شی کودکان تاثیر میگذارند.
۸ هفته تمرینات ثبات مرکزی بر نمرهی کل مهارتهای حرکتی بنیادی تاثیر میگذارند.
۱-۶) پیش فرضهای پژوهش
-
- آزمودنیها انگیزه لازم برای شرکت در آزمون را دارند.
-
- آزمودنی دستورالعمل اجرای کار را درک کرده و در خلال آزمایش آنرا رعایت می کنند.