الف ) دیدگاه اجتماعی :
در دیدگاه های اجتماعی (محی بیرون از عوامل اساسی شکل دهنده خود است و فرایندهایی که به آنها استناد می شود تا نفوذ بیرون بر درون توجیه یابد عبارتند از جبر اجتماعی و ساختار کلان اجتماع، همانند سازی، ایفاگری نقش و تعامل های بین فردی)
ب ) دیدگاه شناختی :
دیدگاه شناختی خود را بعنوان یک ساختار شناختی توصیف می کند. میانجی گری دنیای بیرون و درن بوده حوادث و اطلاعاتی را پرداز شگری می کند. می اندوزد و سازمان بندی با محرکات وقایع بعدی درگیر می شود.
ج ) خود در دیدگاه شناختی – اجتماعی :
دیدگاه شناختی – اجتماعی خط ارتباطی نظرات شناختی و نظرات اجتماعی بوده و پایه از سویی در اجتماع و تجربیات اجتماعی و از سویی دیگر در فرد و توان شناختی او دارد و متمرکز به فرآیندهای هم درون و هم بین فردی است. خود در دیگاه شناختی – اجتماعی مفهومی محوری است که نقش میانجی گر را میان درون و بیرون ایفا می کند و عهده دار تنظیم رفتار است. (محسنی، ۱۳۷۵)
مفهوم خود از دیدگاه راجرز :
کارل راجزر از رهبران انسانگرایی است. هسته مرکزی دیدگاهش در مورد شخصیت، خود انگاره می باشد. راجرز توانایی در رسیدن به خود شناسی و خود شکوفایی را به احترام به خود و ادراک پذیرش از سوی دیگران پیوند می دهد. کسی که در کودکی با احساس پذیرش و اررشمند بودن مواجهه بوده احتمال دارد از خود انگاره مثبتی بهره مند شود. دیگران نظر خوبی نسبت به او داشته باشند و برخوردار از ظرفیت خود شکوفایی باشد. (ساراسون و همکاران ۱۳۸۰)
به نظر راجرز انسان عوامل محیط خود را درک می کند و در ذهن خود به آن ها معنی می دهد. مجموعه این سیستم ادراکی و معنایی، میدان پایداری روانی خود را می سازد. خویشتن عبارت است از «الگوی سازمان یافته ای » از ادراکات انسان خویشتن شامل آن قسمت از میان پدیداری می شود که فرد آن را با مفاهیم «خویشتن» «من» «خود» بیان می کند. خود ایده آل تمام آن نوع خودپنداری می شود که انسان دوست دارد از خود داشته باشد. خود ایده آل شامل تمام اداراکات و معایبی می شود که فرد به آنها ارزش زیادی می دهد بالقوه با خویشتن او هماهنگ و مرتبط است گرچه «خویشتن» دائماً تغییر می کند همیشه در هر فرد نوعی سازمان، هماهنگی، ثبات، تجانس و شکل خاص خود را دارد خودپنداری شخص جریانی آگاهانه مداوم و نسبتاً ثابت است.
ثبات و هماهنگی خویشتن :
ثبات خویشتن عبارت است از عدم تعارض بین ادراکات مختلف خویشتن، هماهنگی خویشتن هم یعنی تجانس بعبارت دیگر ثبات خویشتن یعنی فقدان تعارض بین ادراک خویشتن و تجربه های واقعی زندگی را جزر معتقد است که موجود زنده رفتارهایی را اختیار می کند که با ادراک او از خویشتن خویش همگون باشد طبق نظر راجرز هنگامی ما احساس عدم هماهنگی می کنیم که بین پندار ما از خویشتن، خود و تجارب واقعی زندگی تعارض پیدا شود. تا زمانی که فرد در این تعارض گرفتار است. موجود انسان دائماً در تلاش نگهداری و تداوم خودپنداری خویش است و اگر بین تجربه های زندگی و مفهوم او از خویشتن تضادی حس کند. از خود واکنش دفاعی نشان خواهد داد. راجرز در این رابطه دو روند دفاعی مهم را ذکر می کند. از خود واکنش دفاعی نشان خواهد داد. راجرز در این رابطه دو روند دفاعی مهم را ذکر می کند. یکی مفدوش کردن به تجربه متضاد اجازه داده می شود تا به ضمیر آگاه یابد : البته باید چنان مسخ شده باشد که با خودپنداری هماهنگ گردد. مشخص بوسیله مکانیسم انگار، با دور نگهداشتن تجربه از ضمیر آگاهف وجود آن به کلی نفی می کند. یعنی او امکان ایجاد خطر برای ساختمان خویشتن را دفع می نماید به این ترتیب شخص نه تنها هماهنگی را تأمین کرده بلکه ثبات خودپنداری را تضمین نمده است. راجرز بر اساس دیدگاه پدیدار شناسی معتقد است که وقایع بیرون از موجود به خودی خود برای موجود معنی ندارد این وقایع زمانی معنی دار می شود که شخص بر اساس تجارت گذشته و میل به نگهداری و تداوم سیستم «خویشتن» خود به آن وقایع معنا می دهد به نظر اصل و ریشه خودپنداری و عدم ثبات و هماهنگی در آن، به کوشش طفل برای کسب و حفظ محبت است. (شاملو، ۱۳۷۲)
مفهوم خود از نظر سالیوان
در جریان فرایند اجتماعی شدن، کودک در معرض موقعیت های بی شماری قرار می گیرد که احساس می کند توسط سایرین مخصوصاً اشخاص مهم زندگی خود ارزیابی می شود. در این گیرودار بسته به موقعیت ها یا عدم موفقیت هایی که کسب می کند از وجود خود مفهومی درک می نماید از آنجا که کودک همواره می کوشد تا سرحد ممکن از احساس ناراحتی و اضطراب ناشی از عدم موفقیت های خود دور باشد. طبیعتاً به آن جنبه هایی از خود که به نظر بزرگترها دل چسب تر و پسنده تر است متکی می شود و سعی می کند که آن جنبه های از خود که به نظر بزرگترها دل چسب تر و پسنده تر است متکی می شود و سعی می کند که آن رفتارهایی را که بئسیله سایریی ناپسند تلقی شده لست از خود جدا نماید (ایزی، ۲۵۳۶)
خودپنداری از نظر اریکسون
اریکسون معتقد است نوجوانان در هویت در مقابل سردرگمی ابتدا نگران است که در مقایسه با آنچه که احساس می کند هست. از نظر دیگران چگونه جلوه کند و با این پرسش روبه رو می شود که چگونه مهارت ونقش هایی را که قبلاً آموخته است با نمونه های شغلی روز پیوند دهد در این مرحله دیگر تخیلات و نقش های کودکانه کار ساز نیستند و در عین حال نوجوان هنوز آمادگی آن را ندارد که به شکل یک بزرگسال رفتار کند.
تشکیل باندها و بحران هویت در انتهای نوجوانی روی می دهد اریکسون آن را بحران هنجاری می نامند زیرا معتقد بود رویدادهای هنجاری محسوب می شود. عدم موفقیت در این مرحله باعث می شود نوجوان فاقد یک هویت منسجم باشد. چنین افرادی از پراکندگی هویت یا سردرگمی نقش رنج می برد. در این حالت حس خویشتن وجود ندارد و فرد در مورد جایگاه خود در جهان دچار سردرگمی می شود، سردرگمی نقش ممکن است به صورت ناهنجاری های رفتاری های رفتاری نظیر بزهکاری و سایکوز آشکار تظاهر کند. مشکلات مربوط به هویت جنسی در این دوره بروز می کند.
عاشق شدن فرایندی است که طی آن نوجوان خودانگاره پراکنده خود را به معشوق فرافکنی می کند و به تدریج شکل مشخصی به خود انگاره خویش می دهد. عاشق شدن و همانند سازی با چهره های آرمانی روش هایی هستند که نوجوان از طریق آنها تعریف خود را جستجو می کند. با مشخص تر شدن هویت نوجوان به فضیلت و وفاداری دست می یابد. وفاداری سنگ بنای هویت است و از ایدئولوژی های جزمی و رفاقت هایی تأکید کننده الهام می گیرد. سردرگمی نقش وقتی بروز می کند که جوان قادر به تدوین حس هویت و خلق خود نباشد. (جی سادوک و همکاران، ۱۲۸۲)
اریکسون معتقد بود که بحران هویت بخش جدایی ناپذیری از رشد روانی – اجتماعی سالم است. در همین راستا اغلب روان شناسایی رشد نیز معتقد هستند که نوجوانی باید دوره تجربه نقش ها باشد، بدین معنی که افراد جوان در طی آن بتوانند به کندوکاو در رفتارهای گوناگون، علایق و جهان بینی ها بپردازند. بسیاری از باورها، نقش ها و شیوهای رفتاری ممکن است در تلاش برای دستیابی به مفهوم یک پارچگی از خویش «آزمایش شونده» یا تغییر یابند یا کنار گذاشته شوند نوجوان می کوشد با تلفیق این ارزشها و ارزیابی ها به تصویر یک پارچگی از خودش دست یابد (اتکنسون و همکاران ترجا براهنی ۱۳۸۷)
خود در نظر یونگ :
در نظر یونگ فردیت یافتن مدنظر است و معتقد است که هدف ارزشمند و تحول شخصیت فردیت یافتن است فرایند فردیت بمعنای خود شدن و تحقق خود است بصورت فردی یکتا شدن، هستی همگن و منحصر بفرد یافتن، شخصیت عادی از تعارض.
شرایط فردیت یافتن :
۱ ) جنبه هایی از شخصیت که تا میانسالی مورد غفلت قرار گرفته بود آگاهی پیدا کند و این آگاهی فقط در میانسالی امکان پذیر است.
۲ ) اینکه فردیت یافتن آن ارزشها و اندیشه هایی که راهنمایی کخ راهنمای نیمه نخست زندگی بوده اند دور بریزیم و به ناهشیار بفرستیم و آن مطالب در ناهشیاری به هشیاری بیاوریم و آنچه ناهشیار می گوید بپذیریم و انجام دهیم همان ندای درون در انسان فردیت یافته و همه کارکردهای فردی به توازی هماهنگ دست یافته اند یک کارکرد برتر وجود دارد و هستی همگن در یک سطح است. در برخوردها همه کارکردها برتر است و فرد هیچ گاه نقش بازی نمی کند و خود را با نقش اشتباه نمی گیرد هنگامی نقش بازی می کنیم که خودمان اعتقاد داریم آن شخصیت ما نیست و در همه جا رفتاری متناسب با شرایط انجام دادن نقش نیست بلکه رفتار متناسب با موقعیت است افراد فردیت یافته همه جنبه های شخصیت خود را هماهنگ و یکپارچه می سازد. (سیاسی، ۱۳۷۱)
خود در نظریه نوام :
نظریه نوام که به آن نام تاریخ زندگی و تغییر را داده است. یک نظریه سازه ای بوده و وجود و تأثیر گذشته را با زمان حال در هم می آمیزد. او از رشد خود توجیهی ساختاری ارائه می دهد که هم در زمینه مرضی طبیعی و هم در زمینه مرضی کاربرد دارد و در زمینه مرضی روش درمانگری بالینی – تحولی را پایه ریزی می کند. نخست ویژگی دیدگاه آن است که تاریخ زندگی و فعالیت های تغییر دهنده فرد را به نحوی اصلی با یکدیگر پیوند می دهد. تاریخ زندگی فقط به محتوای تجربیات زندگی رجوع ندارد. بلکه همچنین به فعالیت هایی که ساختارهای ذهنی قلبی در حال حاضر انجام می دهند. معطوف می باشند به این صورت که هر تغییر ناشی از رشد امکان مناسب را برای ترکیب یا سازمان دهی جدیدی فراهم می آورد. ولی این امکان می تواند موقعی تحقق یابد ته فرد هنوز زیر تأثیر ساختارهای قبلی و اولی به صورت محتوا تغییر شکل می دهند عزیز شمرده می شوند و تصاویر تاریخ زندگی را تقویت می کنند. ولی اغلب این انسجام صورت پیدا نمی کند و عدم تحقق منجر به امری می شود که نوام آن را فشردگی لایه ها نامیده است.
منظور از فشردگی لایه ها شکلی از زیستن تاریخ زندگی است که در آن نظام های قبلی خود بطور همزمان، با نظام های بعدی، در کنار هم زیسته و با یکدیگر تجربه می شوند ولی در هر دو حال یعنی در ساختارهای قبلی در ساختارهای بعدی ادغام شوند و چه بر خلاف آن منجر به فشردگی لایه ها گردند. نظام های اولیه خود و نتایج آن همیشه جزئی از نظام های ارجاعی فرد را می سازد. منتها وقتی نتیجه مثبت باشد و نظام قبلی در نظام بعدی ادغام شوند، از شیوۀ زندگی و یا تداوم در تارخ زندگی یاد می شود. در مواقع نتیجه منفی و یا در منفی ترین شرایط از پدیده فشردگی لایه ها سخن می رود که منظور از آن وجود عدم تجانس در نظام خود یعنی این امر است که «خود» بر حسب زمینه ها در سطوح مختلف عمل می کند.
خود در نظریه هارتز :
هارتز مفهوم خود را در محتوا و ساختار آن توصیف می کند او محتوا یا آنچه را که در زبان دیگر صاحب نظراتی چون ویلیام و دیمون خود موضوعی نامیده شده است از ساختار آن یعنی سازمان یابی اطلاعات در مورد «خود»، مجزا دانسته و سعی دارد تغییرات پویا و تحولی در دو جنبه را با استناد و به پژوهش های مکرر خود روش سازد.
تغییر در محتوای مفهوم خود :
محتوای مفهوم یا صفات و ویژگی هایی که فرد با ارجاع به آنها خود را توصیف می کند، به موازات سن تغییر می پذیرند روند تغییرات موجود به این صورت است که کودک خردسال در آغاز خود را از خلال ویژگی های بدین و مادی (مانند قد، جنس، ظاهر و …) توصیف می کند سپس استناد به اعمال، فعالیت ها، مهارت ها و امثال آن افزایش می یابد و بالاخره در سطحی پیشرفته تر توجه به توصیف خود از خلال ابعاد روانی مانند هیجانات (عواطف و خلق و خو) انگیزه ها و امور شناختی معطوف می گردد و این استناد به این نوع توصیف گرها فزونی می یابد. حرکت تحولی در توصیف خود از بیرون اجتماعی به سوی درونی روانی است.
کودک خردسال صفت هایی را به خود نسبت می دهد که قابل رویت و بیرونی می باشند مانند ویژگی های مادی و یا اموری که به توصیف های جغرافیایی ارتباط می یابند. چون آدرس محل سکونت و یا ویژگی های رفتاری به موازات رشد و همگام با آن حرکتی دید. می شود که رجوع به دنیای درونی و افکار و احساسات فرد دارد، دنیایی که مستقیماً از طرف دیگران قابل رویت نیست.
در کودکی میانه، یعنی بین خردسالی و نوجوانی، ماهیت ویژگی هایی که فرد به خود نسبت می دهد، تزایداً اجتماعی در معنای بین فردی می شوند و منظور این است که خود از خلال رفتار با دیگران وصف می یابد. مانند قابل اعتماد، کمک رساندن، دوستانه و … . علاوه برآن همگان با آن گرایش تزایدی نیز در جهت توصیف خود در قالب چگونگی ارتباط با دیگران مفهوم دارو بیان احساسات نسبت به آنها دیده می شود.
تغییر در ساختار «خود» با تغییرات ساختاری :
تغییر در محتوی مفهوم خود به موازات تغییر در ساختار آن است. و تغییر اخیر مستقیماً در ارتباط با پیشرفتهای شناختی است. به عنوان مثال حرکت از اسنادهای تک واحد کاملاً ملموس در جهت برچسب صفات یا ویژگیهایی به خود بیانگر پیشرفتی در سازماندهی یعنی بیانگر این امر است که کودک بزرگتر نسبت به خردسال این توانایی را یافته است که اسنادهای قابل رویت و رفتاری خود را به نحوی تصمیم یافته سازمان دهد.
با فرا رسیدن دوران نوجوانی، خود ما بصورتی انتزاعی تر توصیف می شود. یعنی ویژگی ها و صفات اسنادی در سازمان کلی تر و تصمیم یافته با یکدیگر ترکیب شده و به یک مفهوم انتزاعی دربارۀ خود منجر می گردد. به عنوان مثال خود از طریق صفاتی کلی چون حساس درون گرا، مسئول و غیره معرفی می شود. و این صفات مستلزم فرایندهای تحولی شناخته اند و با عملیات تجریدی بستگی دارند و اگر توانایی های جدید جبر می دهند با ناتوانی در کنترل چنین مفاهیمی نیز همراه باشند در نتیجه تأکید زیاد بر تصمیم صفات احتمالاً می تواند منجر به نوعی تفکر همه یا هیچ گردد.
خود پنداره :
خودپنداره مجموعه ای است درونی و نسبتاً پایدار شامل همه آنچه که اشخاص مطعلق به خود می دانند. از جمله جنبه های جسمی، اجتماعی، و هیجانی، اعمال اختصاصی و شایستگی ها همراه با عناصر مادی با اهمیت خودپنداره تصویر یا تصوری است که از خود داریم همواره با ما همراه است و ما آن را برای معرفی خود و طبقه بندی رفتارمان به کار می بندیم غالباً نقش اولیه خودپنداره این است که باعث ایجاد ثبات در رفتار شود. این امر به افراد کمک می کند که بتواند رفتار خود و کسانی را که با آنها در تعامل هستند به سادگی پیش بینی نماید. (صدرالسادات و شمس اسفند آباد ۱۳۸۰) خودپنداره کلیه افکار و احساساتی راکه فرد در مورد خود خویشتن دارد و این افکار برای فرد نسبتاً آگاهانه است. (استرو سیکاف، ۱۳۷۲)
ویلی عقیده دارد خودپنداره انعکاس آئینه وار از واقعیت موجود نیست خودپنداره ارتباط خیلی نزدیکی با آنچه فرد در گذشته به دست آورده احتمال دارد با آن مواجه شود تشکیل می دهد. (میرزا حسن، ۱۳۶۹)
کوین ویر جینا معتقد است خودپنداری عبارتند از برداشت و تصویری است که فرد از خود دارد این برداشت شامل سلامتی، وضعیت ظاهری تأثیر بر دیگران و ضعف در قسمت مختلف (میرزا حسن، ۱۳۶۹)
اوهارو تیرمن (۱۹۵۹) معتقد است خویشتن پنداری عبارتند از مجموعه ارزشهای تصورات انسان در مورد خودش در شرایط و موقعیت های مختلف (شفیع آبادی، ۱۳۷۳)
خویشتن پنداری تصور و پنداری که فرد درباره کل وجود خود دارد این تصور و پندار تمام وجود جسمانی، ذهنی، اجتماعی و عاطفی، اخلاقی او را در بر گرفته. کارل راجرز در تعریف خودپنداره طرز پندارها یا تصور نسبتاً دائمی هر فرد راجع به ارزشی که او برای خود غائل می شود و این ارزش با خود واقعی او است را مدنظر دارد. (رضایی، ۱۳۷۲)
آرنولد و برگر معتقداند خودپنداری بخشی از خود است که در اگاهی هوشیار قرار می گیرد. خودپنداره شامل تمام ادراکات، آگاهی، ارزشها و احساسات یک فرد و معرف هویت وی است (صدرالسادات و شمس اسفند آباد، ۱۳۸۰)
مازلو اظهار می دارد که خود پنداری عبارت از این است که فرد خودش را آدم مفیدی بداند و دیگران نیز آن را آدم مفیدی بشناسند این احساس وقتی ازارضا می شود که فرد احساس ارزش معرفت، سودمندی و اطمینان یابد. (شامل، ۱۳۷۰)
خوانگاره در نظریۀ هورنایی :
در انسان سالم خودانگاره بر اساس ارزیابی واقع بینانه خودبینانه خود از توانایی ها، استعدادها، نقاط ضعف و هدف ها و نحوۀ ارتباطش با سایرین شکل می گیرد. این تصور یک احساس وحدت و یک پارچگی را برای کل شخصیت و نیز چارچوب داوری فرد از خود و دیگران را فراهم می کند. تحقق و خویشتن واقعی فرد باشد. خودانگاره واقعی، انعطاف پذیر و پویاست و همراه با تغییرات فرد تغییر می یابد این تصور نه تنها منعکس کننده توانایی ها، رشد و آگاهی را هدف تازه فرد است. بلکه وی را به تلاش بیشتر برای رسیدن به خودپندارۀ فرد روان رنجور، ایسنا، برون انعطاف وی حاصل است. این خوپنداره همانند یک حاکم معلق عمل کرده و نه تنها هدفی را دنبال نمی کند بلکه بصورت یک عقیده جزمی مانع رشد فرد نیز می شود.
خوداانگاره فرد روان رنجور جانشین نا مناسبی برای اعتماد به نفس و ارزشمندی واقعی فرد می شود. چنین شخصی به دلیل داشتن اضطراب، ناایمنیو خودانگاره نادرستی که اجازۀ جبران کاستی ها را نمی دهد. نمی توان از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشد این خودانگاره مشخص روان رنجور نه تنها وی را بیش از پیش از خویشتن واقعی اش دور می گرداند بلکه به جای تعارض، آن را افزایش می دهد و به احساس پوچی و بیهودگی شخص دامن می زند. (شولتز،۱۳۷۸ )
عوامل موثر بر خودپنداره :
۱ ) جو عاطفی خانوادگی ۲ ) موقعی کودک و خانواده ۳ ) همانند سازی ۴ ) بازیابی ۵ ) تجارب دوران کودکی ۶ ) فراگیری اکتسابی ۷ ) قضاوت اشخاص (شریعت مدار، ۱۳۶۹)
مفهوم خویشتن به سه دلیل مورد تأکید قرار گرفته :
۱ ) آگاهی از خویشتن دهنه جنبۀ مهمی از تجربۀ پدیدار شناختی یا ذهنی است.
۵۰ درصد
bcd ۲۵/۲۳
۱۲/۱±
b ۹۸/۱۹
۵۲/۲±
bc ۶۵/۴۳
۴۳/۱±
c ۰۹/۲۶
۰۵/۰±
c ۹۳/۴۲
۵۷/۰±
f ۷۰/۶۹
۶۲/۰±
۲۵ درصد
abcd ۱۵/۲۷
۰۹/۰±
bc ۸۶/۱۸
۶۴/۰±
b ۴۵/۴۶
۶۷/۰±
g ۶۵/۲۲
۳۵/۰±
c ۳۵/۵۲
۹۰/۰±
de ۷۶/۷۵
۵۹/۰±
بدون سایه
abc ۰۷/۲۹
۲۲/۰±
a ۷۹/۲۹
۱۸/۱±
a ۴۳/۵۹
۱۲/۱±
de ۷۷/۲۳
۰۹/۰±
c ۶۹/۵۳
۵۰/۰±
bc ۲۴/۷۸
۶۰/۰±
حروف مشابه در هر ستون نشان دهنده عدم اختلاف معنیدار در سطح احتمال ۵ در صد میباشند (آزمون دانکن)
± خطای استاندارد
رابطه بین محدودیت نور با میزان کلروفیل و فتوسنتز کانوپی وکاهش محصول گاهی ممکن است بسیار شدید باشد (زیمداهل[۱۱۹]، ۱۹۹۳). در برگهای تحت سایه، بر خلاف حجم کوچک استروما، گرانا که بخش اعظم کلروفیل را در خود جای داده است، بزرگتر میباشد، از طرف دیگر در گیاهان متحمل به سایه تغییر در تخصیص مواد و مورفولوژی برگ در پاسخ به سایه، دریافت نور به حداکثر میرسد (سالیسبوری و راس[۱۲۰]، ۱۹۹۲). نتایج برخی تحقیقات نشان دادهاند که تفاوت میزان تشعشع از طریق تغییر در آرایش کلروپلاست درون سلولهای گیاهی مقادیر کلروفیل برگ را تحت تأثیر قرار میدهد، بطوریکه علاوه بر اینکه در شرایط شدت نور کم میزان کلروفیل کاهش یافته و سبزینهگی برگها نیز کمتر میشود، کلروپلاستها هم عمود بر زاویه تابش و موازی دیواره سلولی قرار میگیرند که این نیز باعث تغییر در مقادیر کلروفیل اندازه گیری شده می شود (دانا و گویامت[۱۲۱]، ۲۰۰۴؛ هوئل و سولهوگ[۱۲۲]، ۱۹۹۸؛ تود[۱۲۳] و همکاران، ۲۰۰۵). نبود کلروفیل نه تنها در برگهایی که در شرایط کمبود نور یا آب و مواد غذایی رشد میکنند مشاهده شده است بلکه جوان یا پیر بودن برگها نیز در شرایط طبیعی رشد محدودیت عملکرد ایجاد کرده است (سرمدنیا و کوچکی، ۱۳۷۶). وقتی گیاه به هر دلیلی مانند تراکم بالا یا روزهای ابری نتواند به حد مطلوب تشعشع دریافت کند به دلیل جبران این نقصان با افزایش تعداد کلروپلاست و تراکم کلروفیل برگ در نقاطی که حداقل نور تابیده و جذب میشود میتواند به فتوسنتز فعال خود ادامه داد ( بورن[۱۲۴] و همکاران، ۱۹۷۴ و اسمیت[۱۲۵]، ۱۹۸۱). کاهش مقدار کلروفیل برگ و کاروتنوئیدها در شدتهای پایین نور، شاهد دیگری دال بر ناکافی بودن شدتهای نور پایینتر از ۴۰۰ میکرومول بـر متر مربع در ثانیه برای گیاهان بود، زیرا شدتهای فرابهینه عموماً باعث تخریب کلروپلاستها و کاهش مقدار کلروفیل میگردد (آسدا[۱۲۶]، ۱۹۹۹).
اختلال ناشی از حادثه
۱۰۰
۷۰
۱۰۰
۷۰
جمع
نمودار شماره (۲-۱)
همانطور که در جدول و نمودار (۲-۱) مشاهده می شود داده ها مبنی بر این هستند که بین نمونههای انتخابی از بیماران مجرم، مجرمین مبتلا به انواع اختلالات شخصیتی با ارتکاب ۲۲جرم و درصد فراوانی ۳۱.۴ و پس از آن مجرمین مبتلا به انواع سایکوزها یا توهمات (ناشی از مواد یا الکل و در برخی موارد ضربه) با ارتکاب ۱۵جرم و درصد فراوانی ۲۲دارای بیشترین آمار ارتکاب جرم در بین نمونههای انتخابی از مجرمین میباشند و پس از این دو اختلال، مجرمین مبتلا به اسکیزوفرنی با فراوانی ۱۲مورد، اختلال دوقطبی نوع ۱و۲ با فراوانی ۶مورد، افسردگی اساسی با فراوانی ۵مورد، سایر اختلالات خلقی با فراوانی ۴مورد، عقب ماندگی ذهنی با فراوانی ۳مورد، اسکیزوافکتیو با فراوانی ۲مورد و در نهایت دمانس با فراوانی ۱مورد به ترتیب دارای بیشترین آمار ارتکاب جرم در بین نمونههای انتخابی هستند.
فراوانی ارتکاب جرم در نمونه انتخابی مجرمین مبتلا به انواع اختلالات شخصیت و سایکوز را میتوان بر اساس فراگیری این دو نوع اختلالات روانی در جمعیت عمومی و همچنین ویژگیهای روانشناختی این دو نوع اختلال تفسیر کرد، همانطور که در پژوهش ارتکاب سرقت در مبتلایان به اختلالات روانی، آقای محمدی بیان میدارند که مجرمین مبتلا به انواع اختلال شخصیت بیشترین درگیری را با انواع جرایم دارند (مراجعه کنید به پیشینه تحقیق مورد پنجم، صفحه ۱۴).
مبتلایان به اختلالات شخصیت خصوصآ اختلال شخصیت ضداجتماعی با داشتن الگوی نافذ بیاعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران ، ناتوانی در تطبیق با هنجارهای اجتماعی و قانون شکنی، بیرحمی و پرخاشگری شدید در روابط با دیگران (که عمومآ این ویژگی در انواع دیگر اختلالات شخصیتی نیز دیده می شود) بسیار مستعد برای ارتکاب انواع جرایم هستند و عمومآ درصد تکرار جرایم خشونتبار نیز توسط آنان بسیار بالا توصیف شده است (دادستان، ۱۳۸۲، ص ۱۵۰).
همچنین به سبب بالا بودن نرخ مواد مخدر والکل برای افراد معتاد و اوضاع نابسامان اقتصادی آنها و همچنین نیاز مفرط آنان به دریافت آرامش کاذب توسط این مواد، بالابودن آمار سوءمصرف کنندگان مواد مخدر و الکل و به تبع آن، افزایش آمار ارتکاب انواع جرایم توسط این افراد دور از انتظار نیست.
توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که مصرف مواد و الکل، خطر دستگیری افرادی که مرتکب جرم میشوند را نیز افزایش میدهد، به همین دلیل آمار مجرمین مبتلا به سایکوز ناشی از مواد در نمونه انتخابی و به تبع آن جامعه بسیار بالاست.
لازم به ذکر میباشد که این نتایج با نتایج حاصله از مقاله شیوع و شدت جرایم در بیماران مبتلا به اختلالات روانی که در سال ۱۳۸۶ روی ۱۳۰مجرم بیمار توسط آقایان آرش قدسی، صفا مقصودلوو عبدالمجید بحرینیان انجام شده (مراجعه کنید به پیشینه تحقیق مورد سوم، صفحه ۱۳) و همچنین نتایج حاصل از مطالعاتی که روی یک نمونه ۱۱۹۵نفری که متهم به انواع جرایم بودند و تشخیص اختلالات شخصیت با بیشترین فراوانی (حدود ۴۰درصد از میان نمونههای انتخابی مجرمین) برای آنها صورت گرفته نیز هماهنگی دارد (همان، ۱۳۸۲، ص ۱۵۲).
گفتار دوم : شیوع انواع جرایم در نمونه
طبق جدول (۲-۲)، اینطور مشاهده می شود که ما شاهد ارتکاب انواع جرایم از جمله قتل، اختلال در نظم (که شامل جرایمی از جمله درگیری، چاقوکشی، تخریب، ورود به عنف و … میباشد)، جرایم مالی (که شامل دیه، مهریه و … میباش)، آدمربایی، سرقت، حمل مواد و مشروب، توهین و تهدید و همچنین تجاوز به عنف (زنا) بین نمونههای انتخابی در مجرمین هستیم و هرکدام از این مجرمین از طرف دادگاه برای تشخیص نوع اختلال روانی غالب بر آنها حین ارتکاب جرم، به پزشکی قانونی و سپس بیمارستان ابن سینا و حجازی مشهد ارجاع داده شده اند.
ذکر این نکته نیز ضروری است که نظر پزشکی قانونی و روانپزشکان بیمارستان روان برای دادگاه جنبه مشورتی داشته و هیچگاه الزامآور نخواهد بود.
جدول (۲-۲) نوع جرم
درصد فراوانی
فراوانی
نوع جرم
۱.۴
۱
آدم ربایی
۷.۱
۵
توهین
۱۸.۶
۱۳
سرقت
۲۳
۱۶
اختلال در نظم
۱۷.۲
۱۲
قتل
جدول ۲- ۵: کمکهای فناوری اطلاعات به بازاریابی: (بلوریان تهرانی,۱۳۸۲)
۱- کاهش هزینههای تحقیقات و درنتیجه بازارشناسی ارزانتر | ۹- سهولت در ایجاد ارتباط با مشتریان |
۲- طراحیهای بهتر محصول (مورد قبول مشتری) | ۱۰- به حداقل رساندن انتظار |
۳- کاهش هزینههای ضایعات و مازاد تولید | ۱۱- حذف مشکل فاصله جغرافیایی |
۴- کاهش موجودی انبار | ۱۲- معرفی بهتر و کاملتر محصول و شرکت |
۵- کاهش زمان تحویل | ۱۳- امکان ارتباط دو طرفه |
۶- سرعت بیشتر در پاسخگویی به نیازها | ۱۴- قیمت گذاری بهتر و موفق تر |
۷- سرعت بیشتر در بروز واکنش نسبت به حرکات بازار | ۱۵- کاهش کاغذ بازی و تشریفات غیر ضروری |
۸- شناسایی بهتر و بیشتر مشتریان | ۱۶- افزایش صادرات |
۲-۲۰ مزایای بازاریابی اینترنتی
بازاریابی اینترنتی شامل فعالیتهای گستردهای ازجمله تبلیغات بازاریابی آنلاین، فعالیتهای تکمیلی آنلاین (مبادلات کانال بازاریابی) و مدیریت ارتباطات آنلاین است (آدام و دیگران ۲۰۰۹)
بازاریابی اینترنتی نسبت به بازاریابی فیزیکی از مزایای عمدهای برخوردار است. ازجمله این مزایا میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- دسترسی جهانی: بازاریابی اینترنتی امکان برقراری ارتباطات جهانی را برای شرکتها فراهم ساخته و به شرکتها کمک میکند تا به حداکثر تعداد مشتری دست یابند و از مرزهای ملی و منطقهای با کمترین هزینه فراتر روند.
۲- دسترسی فوری: اینترنت باعث میشود که مشتریان بهطور ۲۴ ساعته با کلیک کردن ماوس در طی چند ثانیه به اطلاعات مورد نظر خود دست یابند.
۳- فضای نامحدود: فضای موجود در اینترنت برای انتشار اطلاعات برخلاف رسانههای سنتی نامحدود است سازمانها میتوانند از اینترنت جهت تبلیغات بدون صرف هزینه کاغذ بهره گیرند و محصولات و خدمات خود را به مشتریان معرفی کنند.
۴- تعامل: تعامل سبب ایجاد ارتباط دو طرفه بین خریدار و فروشنده میشود. اینترنت مشتریان را قادر میسازد تا بر مبادلات کنترل بیشتری داشته باشند و اطلاعات بیشتری را در مورد شرکت محصول و مارک آن به دست آورند.
۵- چند رسانهای بودن: اینترنت امکان استفاده از رسانههای مختلف و متنوع را فراهم میکند. اینترنت همچنین بهعنوان سه کانال ارتباطی (برقراری ارتباط بین خریدار و فروشنده)، مبادلاتی (انجام مبادله از طریق اینترنت) و توزیع (رساندن کالا و خدمات به دست مشتری)، مزایای دیگری نیز دارد. این مزایا برحسب دسترسی به کانالهای مذکور عبارتاند از:
۱) ارتباطی: بهبود اطلاعات محصول ؛بهبود اطلاعات قیمت؛ دسترسی دائم به خدمات؛ هزینه کمتر ارتباطات، تعامل و امکان ارائه اطلاعات بر اساس درخواست مشتری؛ به روز کردن فوری موجودی؛ حمایت فنی بهنگام؛ پاسخ سریع مشتریان؛ سفارشات مبتنی بر نیاز مشتری؛ خدمات پس از فروش.
۲) مبادلاتی: دسترسی تمام کاربران به فروشگاه مجازی؛ هزینه کمتر مبادله؛ امکان انجام خرده معاملات؛ کاهش خطاهای انسانی؛ کاهش چرخه زمانی تدارکات؛ کاهش سطح موجودی و سایر هزینههای سربار مرتبط؛ امکان توزیع سفارش و فروش برای تک تک مشتریان؛ قیمت گذاری انعطاف پذیر؛ هزینههای تأمین و ورود نسبتاً پایین.
۳) توزیع: کاهش زمان انتظار برای دریافت کالاها و خدمات دیجیتالی؛ هزینه پایین حمل و نقل در مورد کالاها و خدمات دیجیتالی؛ پیگیری سفارشات توسط مشتریان؛ کاهش تعداد نمایندگیهای خدمات مشتریان (خداداد حسینی و دیگران، ١٣٨۵)
۲-۲۱ آمیخته بازاریابی اینترنتی
۵-۲- مکان والگوی اولین زوال:
ازآنجا که درنظرگیری غیرایزوتروپی باعث بهبود پیش بینی ها شد، دراینجا تنها نمونه های غیرایزوتروپیک مورد بحث قرارگرفته وبا نتایج آزمایشگاهی در [۷] مقایسه شده اند:
نتایج آزمایشکاهی نمونه ۶۱۱۱-T4(SG) نشان داد که زوال درخط جوش ودرقسمت پسرو ناحیه جوش وموازی با خط جوش اتفاق افتاده است هرچند خط جوش دروسط خود دارای کمترین ضخامت است واین نشان می دهد که فلزجوش دارای ترکیبات یکسانی نبوده ودرقسمت پسرو دارای استحکام کمتری نسبت به قسمت پیشرو است، اما نتایج شبیه سازی شده نشان دهنده زوال درمرزبین فلزپایه وخط جوش به سمت فلزپایه وعمود برخط جوش می باشد (شکل (۵-۳)). البته به دلیل آنکه با وجود تفاوت نه چندان زیاد بین نمودارهای سختی فلزپایه وناحیه جوش، سطح عمومی نمودارحدشکل دهی ناحیه جوش بالاترازسطح نمودارحد فلزپایه درقسمت کرنش های فرعی مثبت است، لذا شروع زوال درفلزپایه درحالت شبیه سازی شده می تواند به همین دلیل باشد. دیگر دلیل این اختلاف بین نتایج آزمایشگاهی وشبیه سازی شده می تواند بیان ضعیف خواص متالورژیکی ومکانیکی ناحیه جوش وخصوصا درنظرگیری ناحیه تردتر تحت تاثیر حرارت درگرده جوش باشد. البته بیان ضعیف هندسه خط جوش که باعث ایجاد تمرکز تنش درمرز می شود هم بی تاثیر نمی باشد ونکته قابل توجه آن است که بدلیل همگن بودن خواص ناحیه جوش، عملا تفاوتی بین ناحیه پسرو وپیشرو درشبیه سازی قائل نبوده وزوال به صورت متقارن دیده می شود.
هردو نتایج آزمایشگاهی وشبیه سازی شده نمونه ۶۱۱۱-T4(DG) نشان دهنده زوال درقسمت پسرو ناحیه جوش می باشند (شکل(۵-۴)). اما مثل نمونه (SG) وبه همان دلایل ذکرشده، زوال درآزمایش به صورت موازی با خط جوش اما درشبیه سازی عمود برخط جوش می باشد. به نظر می رسد دلیل این رخداد، کمتربودن چکش خواری وهمچنین سطح نمودارحدشکل دهی ناحیه جوش نسبت به فلزات پایه می باشد که البته بدلیل تماس زودترسمبه با فلزضخیم تروهمچنین وجود تمرکزتنش درمرزجوش بافلزپایه، زوال درقسمت پسرو جوش یعنی محل اتصال با فلزضخیم تراتفاق افتاده است.
نتایج شبیه سازی شده درنمونه ۵۰۸۳-H18(SG) مشابه با نتایج آزمایشگاهی نشان دادند که زوال درنقطه ای درامتداد حلقوی تغییرشکل داده ورق ودرجایی که سمبه آخرین تماس رابا ورق دارد به صورت عمود برخط جوش اتفاق می افتد (شکل (۵-۵)). براساس نتایج مدل سازی، زوال درفلزپایه شروع می شود ودلیل آن این است که فلزپایه هم دارای چکش خواری وهم سطح نمودارحدشکل دهی کمتری درمقایسه با فلزجوش می باشد.
نتایج مدل سازی وآزمایشگاهی نمونه ۵۰۸۳-H18(DG) نشان دادند که زوال درفلزضعیف تر(نازک تر) وعمود برخط جوش اتفاق می افتد (شکل(۵-۶)). البته شکل های (۴-۳) و(۴-۴) نشان می دهند که تفاوت چندانی بین نمودارهای سختی وحدشکل دهی ورق های ضخیم ترونازک تروجود ندارد اما به نظر می رسد بدلیل کمتربودن جریان تنش درفلزضخیم تر، زوال درفلزنازک تراتفاق افتاده است.
نتایج شبیه سازی شده نیزهمانند نتایج آزمایشگاهی برای نمونه ۵۰۸۳-O(SG) نشان دادند که زوال به صورت حلقوی ودرجایی که سمبه آخرین تماس را با ورق ها دارد اتفاق می افتد (شکل(۵-۷)). نتایج مدل سازی نشان داد که زوال ازفلزات پایه شروع می شود ودلیل این امربیشتر بودن چکش خواری فلزجوش درمقابل فلزپایه می باشد.
نتایج آزمایشگاهی وشبیه سازی شده نمونه DP590(SG) نیزنشان دادند که زوال بر روی خطی نزدیک مرزفلزپایه وناحیه جوش وموازی با خط جوش اتفاق افتاده است اما درشبیه سازی این خط درون ناحیه جوش بوده درحالی که درآزمایش این خط بیرون ازناحیه جوش می باشد (شکل (۵-۸)). نتیجه حاصله ازشبیه سازی، بدلیل کمتربودن چکش خواری ناحیه جوش درمقایسه با فلز پایه می باشد. اما دلیل این اختلاف می تواند درنظرگیری ناحیه ضعیف تر وتردترتحت تاثیرحرارت درناحیه گرده جوش با خواص یکسان باشد.
شکل (۵-۳): نتایج حاصله آزمایشگاهی وشبیه سازی شده (مدل C وغیرایزوتروپیک) ازاولین رخداد
زوال در۶۱۱۱-T4(SG) درتست کشش کروی.
شکل (۵-۴): نتایج حاصله آزمایشگاهی وشبیه سازی شده (مدل C وغیرایزوتروپیک) ازاولین رخداد
زوال در۶۱۱۱-T4(DG) درتست کشش کروی.
شکل (۵-۵): نتایج حاصله آزمایشگاهی وشبیه سازی شده (مدل C وغیرایزوتروپیک) ازاولین رخداد
زوال در۵۰۸۳-H18(SG) درتست کشش کروی.
شکل (۵-۶): نتایج حاصله آزمایشگاهی وشبیه سازی شده (مدل C وغیرایزوتروپیک) ازاولین رخداد
زوال در۵۰۸۳-H18(DG) درتست کشش کروی.
شکل (۵-۷): نتایج حاصله آزمایشگاهی وشبیه سازی شده (مدل C وغیرایزوتروپیک) ازاولین رخداد
زوال در۵۰۸۳-O(SG) درتست کشش کروی.
شکل (۵-۸): نتایج حاصله آزمایشگاهی وشبیه سازی شده (مدل C وغیرایزوتروپیک) ازاولین رخداد
زوال در DP590 (SG)درتست کشش کروی.
بنابراین آنچه مسلم است هرچه خط جوش دقیق ترمدل سازی شود، نتایج بهتری نیزدر شبیه سازی ها به ماخواهد داد اما اگربه جدول (۵-۱) مراجعه شود دیده می شود که تفاوت چندانی بین نتایج مدل های B وC وجود ندارد. بنابراین به صرفه نخواهد بود که با صرف هزینه هایی که درقسمت تئوری (بحث قانون ترکیب) توضیح داده شد، درپی یافتن خواص دقیق ترناحیه جوش باشیم اما ازجهت دیگر، طبق آنچه توضیح داده شد، پیش بینی دقیق ترمکان اولین زوال درگرو بیان دقیق ترترکیبات وخواص ناحیه جوش وخصوصا ناحیه تحت تاثیرحرارت است. بنابراین هرچه خواص متالورژیکی ومکانیکی ناحیه جوش وخصوصا ناحیه تحت تاثیرحرارت به صورت دقیق تری بیان شوند، می توانند ما را درپیش بینی بهترمکان وزمان اولین رویداد زوال یاری کنند.
یکی دیگر ازپارامترهای موثردرشکل دهی TWB ها، نسبت ضخامت دوورق متصل به هم می باشد که به صورت نسبت ضخامت ورق ضخیم تربه ورق نازک ترتعریف می شود. دراین قسمت، با مقایسه بیشینه حدشکل دهی دردوفلز۶۱۱۱-T4 و۵۰۸۳۳-H18 در دوحالت مختلف SG و DG ودرصد کاهش این مقداردرجدول (۵-۳)، مشاهده می شود که درهردو فلزپایه، بدلیل ایجاد تمرکزتنش بیشتر، توزیع ناهمگون وغیرمتقارن مواد دردوطرف خط جوش و پیچیدگی ترکیبات ناحیه جوش درواقعیت، با کاهش حدشکل دهی موجه هستیم. البته این کاهش درفلز۵۰۸۳-H18 کمترازفلز۶۱۱۱-T4 بوده است.
جدول (۵-۳): نسبت ضخامت ودرصد کاهش بیشینه حدشکل دهی.
LDH decrease (%),simulation
LDH decrease (%),experiment
Thickness ratio
Material
۳۸٫۹۲
۲۹٫۰۵
۱٫۷۳